دانلود صحبت های مهران مدیری درباره امید خواننده + 2 پوستر + نظر رضا ایرانمنش در مورد مرد دو هزار چهر

 تكذيب برادر بودن مديري با اميد خواننده از زبان خودش

 

 

 مهران مدیری

در برنامه چشم انداز

 

modirinews

 

size:  55,1 KB


modirinews

 

modirinews


گفت و گو با رضا ایران منش

 

بازیگر فیلم سجاده آتش با ناخرسندی از بی توجه ای مسئولین هنری به مجروحان و مصدومین جنگ گفت: متأسفانه درد بی توجه ای و کم لطفی مسئولین هنری به بچه های جنگ بدتر از زخم های خودمان است.

 

رضا ایرانمنش افزود : تحمل  زخم های ما آسان تر از کم لطفی مسئولینی است که مدعی جنگ و جبهه هستند .

 

وی که در حال حاضر مشغول بازی در نمایش " آیه های خلیج فارس "  کار امیر دژاکام در سالن اصلی تئاتر شهر است خبر داد که به زودی بازی در تله فیلم " لنزباز" به کارگردانی بهنوش صادقی را آغاز خواهد کرد.

 

بازیگر فیلم  " دکل " در مورد برنامه های پخش شده از تلویزیون در ایام نوروز با بیان اینکه برخی از فیلم های سینمایی ایرانی و خارجی پخش شده در این ایام جای تقدیر دارد از برخی از سریال های طنز تلویزیون انتقاد کرد و گفت : اگرچه شبکه های مختلف سیما تلاش خود را برای بهبود کارهای خوب انجام داده اند اما این دلیل نمی شود که هرکار هجوی را به بهانه ایام نوروز و به بهانه شادی بخشی برای  مخاطب پخش کنند.

 

ایرانمنش با اشاره به پخش سریال مرد دوهزارچهره ادامه داد : از چند ماه قبل برخی از مطبوعات خبرتولید سریال مرد دوهزارچهره را اعلام کردند که توقعی  را برای دیدن آن بین مردم ایجاد کرد اما متاسفانه این سریال حتی  نتوانست انتظارهای معمولی مخاطبان را برآورده سازد.

 

وی اضافه کرد : یا من این سریال را درک نکردم یا این سریال واقعاً بی محتوا است و سوال من این است که چرا باید به تولید اینگونه برنامه ها که با صرف هزینه های زیاد هم ساخته می شود اقدام کرد؟

 

بازیگر فیلم " آخرین شناسایی " با بیان اینکه چرا باید پول های بیت المال برای خرج تولید برنامه های بی متحوا و هجو هزینه شود یاد آورشد :  برخی ها می گویند مردم این برنامه را دوست دارند درحالی که من معتقدم وقتی تلویزیون خوراک مناسبی برای پخش ندارد مردم راهی جزدیدن این برنامه ها ندارند.

 

 وی ادامه داد : البته من با هیچ کدام از دست اندرکاران این برنامه خصومتی ندارم اما هر فرد منصفی با دیدن این نوع برنامه های بی محتوا و هزینه بر متاسف می شود و برای من سوال است که برخی از مدیران شبکه که خود را حافظ بیت المال می دانند چگونه راضی به تولید این برنامه ها می شوند؟

 

ایرانمنش افزود: چرا باید کسانی که در کار طنز صاحب سبکند از میدان عمل کنارگذاشته شوند وکسانی  با زد و بند هرساله به تولید آثار هجو و بی محتوا بپردازند؟

 

این بازیگر و کارگردان کشورمان خاطر نشان کرد : متاسفانه هنوز تعریفی درستی از کار طنز نشده و عموماً لوده بازی  با طنز اشتباه گرفته می شود.

 

وی با بیان اینکه چرا تلویزیون از طنزسازان حرفه ای استفاده نمی کند گفت :  مگر وحی نازل شده که هر ساله فقط عده ای خاصی به تولید آثار طنز بپردازند و کارهای تکراری را به خورد مردم بدهند؟

 

ایرانمنش در پاسخ به این سوال که با بیماری خود چگونه سر می کنید گفت : بالاخره با آن سر می کنیم ولی درد بی توجه ای وکم لطفی مسئولین بدتر از زخم های خودمان است چرا که ما می توانیم این زخم ها را تحمل کنیم اما تحمل کم لطفی مسئولینی که مدعی جنگ و جبهه هستند برای ما دشوارتر است .

چند خبر و نقد درباره «مرد دو هزار چهره»+گفتگو با مهراب قاسم خانی،هادی کاظمی،فلور نظری و بیوک میرزایی

پخش «مرد دو هزار چهره» در افغانستان

 

پخش مجموعه تلويزيوني "مرد دو هزار چهره" از شبکه تلويزيوني "راه فردا" افغانستان اغاز شده است.

اين مجموعه تلويزيوني اکنون از طريق شبکه تلويزيوني"تمدن" افغانستان پخش مي شود.

پيش از اين نيز شبکه هاي تلويزيوني افغانستان مجموعه هاي "پاورچين، ساعت خوش و شبهاي برره" را
از مجموعه کارهاي " مهران مديري" پخش کرده اند.

مجموعه هاي طنزي مهران مديري مورد استقبال مردم افغانستان به ويژه شهروندان پايتخت قرارگرفته است.
علاوه بر فرهنگ مشترک، از آنجا که مجموعه هاي تلويزيوني ايراني به زبان فارسي است، همواره مورد استقبال خانواده هاي افغان قرار مي گيرد.

مجموعه هاي تلويزيوني يوسف پيامبر ، آرزوهاي شيرين، پاتوق، شب دهم و خانه بدوش هم در حال حاضر از شش شبکه تلويزيوني افغانستان پخش مي شود و بيننده هاي زيادي دارد.


دلیلی برای دوباره ساخته شدن وجود نداشت
 
 

مهراب قاسم‌خانی که نام او در میان نویسندگان سریال‌های مدیری همیشه حضور دارد، با اشاره به این مطلب که هر طرح دیگری را می‌شد به جای مرد 2هزار چهره ساخت، می‌گوید: «به نظر من اصلا دلیلی نداشت که مرد 2هزار چهره ساخته شود، چون مسعود شصت‌چی تمام حرف‌هایی را که داشت، در مرد هزار چهره گفته بود و حرفی جدید برای گفتن نداشت. مرد 2هزار چهره ماحصل تصمیم گروه بود و مهم‌ترین دلیل ساخته شدن این سریال ریسک نکردن دست‌اندرکاران برای جذب مخاطب است وگرنه طرح‌ها و پیشنهادهای زیادی داشتیم که می‌توانست خیلی بهتر از مرد 2هزارچهره از آب درآید».
 
 

مسعود شصت‌چی را دوست ندارم
 

قاسم‌خانی در ادامه اشاره می‌کند: «قصد داشتیم برخی از موقعیت‌هایی که در این سری به نمایش درآمد را در سری اول به نمایش بگذاریم مثل قسمت‌های مهران مدیری و فوتبال، ولی حجم سری اول، این اجازه را به ما نداد و در سری دوم این کار صورت گرفت اما به طور کلی این شخصیت حرف جدیدی برای گفتن نداشت اگرچه شاید اگر کمی درست‌تر پرداخت می‌شد، می‌توانست بهتر باشد اما در هر حال مسعود شصت‌چی کاراکتر مورد علاقه‌ام نیست. در کار طنز، کاراکتری برای من جذابیت دارد که فاعل باشد در حالی که این شخصیت حتی در موقعیت‌هایی که قرار می‌گیرد به خواست خودش نیست یا اینکه باید شخصیتی باشد که ما به ری‌اکشن‌ها یا موقعیت‌هایی که در آن گرفتار می‌شود بخندیم که مسعود شصت‌چی این خصوصیات را هم ندارد و در مجموع کاراکتری نیست که دوست داشته باشم راجع به او بنویسم، به همین دلیل وسط پروژه از مجموعه جدا شدم و از همان چند قسمتی هم که نوشتم راضی نیستم».
 
 

پایانی متفاوت که ساخته نشد
 

نویسنده مرد 2هزار چهره اگر چه به گفته خودش به دلیل بازتاب‌های مختلفی که به او انتقال داده شده، نتوانسته به یک برآورد درست از میزان موفقیت این سریال در بین مخاطب برسد، درباره پایانی که برای این سریال در نظر گرفته شده بود، می‌گوید: «سال گذشته واقعا دوست داشتیم آخر داستان کاملا باز باشد و یک آدم کلاهبردار که طبق فرمول‌های تلویزیون باید به سزاي اعمالش برسد را در موقعیتی طنز قرار دادیم تا سریال را شاد تمام کنیم و در نهایت مسعود شصت‌چی را در موقعیتی قرار دادیم که این باور برای مخاطب به‌وجود آمد که این داستان کماکان ادامه دارد و این شخصیت می‌تواند در هر موقعیت و شخصیت دیگری ظاهر شود. امسال وقتی قرار شد مرد 2هزار چهره ساخته شود، از همان جایی شروع کردیم که سال گذشته تمام شده بود و برای قصه پایان‌بندی دیگری را در نظر داشتیم که اتفاقا این پایان‌بندی را بسیار دوست داشتم و از این قرار بود؛ شصت‌چی در موقعیت آخر با زنی برخورد می‌کند که او نیز از بدو تولد اشتباه گرفته شده و یک زن هزار چهره بود، این دو با هم آشنا می‌شوند و به هم قول می‌دهند که بعد از آزادی‌شان از زندان با هم ازدواج کنند و قرار بود 2 تا 3 قسمت هم به زندگی زن پرداخته شود ولی متأسفانه به دلیل کمبود وقت نتوانستیم این پایان را بسازیم و در نهایت تصمیم بر آن شد که مسعود شصت‌چی در بدترین جای ممکن قرار گرفته و در موقعیتی باشد که به قول معروف بدترین حالت ممکن است. به همین خاطر او را به برره فرستادیم».
 
 

حضور شصت‌چی در برره باخت کامل است
 

قاسم‌خانی با اشاره به این مطلب که هدف از قرار دادن شصت‌چی در برره ادامه این سریال در برره نیست، ادامه می‌دهد: «نیت ما از اینکه شصت‌چی را به برره فرستادیم به هیچ‌وجه این نبود که اگر قرار باشد داستان ادامه پیدا کند، حوادث در برره اتفاق بیفتد بلکه فقط می‌خواستیم شصت‌چی را به جایی بفرستیم که بدتر از آن وجود ندارد و اصلا نباید به این مسأله حتی فکر کرد که مسعود شصت‌چی در برره باشد. جای او در برره نیست چرا که این شخصیت در شهری مثل برره که تمام ساکنان آن شخصیت‌های مستقل و فاعلی هستند که به نوعی داستان را پیش می‌برند دیده نمی‌شود و اگر قرار باشد روزی این طرح ساخته شود به صراحت عنوان می‌کنم که حضور مسعود شصت‌چی در برره باخت کامل است».
 
 
 

نباید دروغ بگوییم
 

هادی کاظمی بازیگر سریال مرد هزار چهره که تا پیش از این تجربه همکاری زیادی با مهران مدیری داشته و این‌بار با حضوری متفاوت، کار با مدیری را تجربه کرد، درباره اینکه ضرورتی برای ساخته شدن مرد 2هزار چهره احساس می‌شد یا نه، می‌گوید: «هر چند در ایام عید به دلیل مشغله، خیلی مخاطب این سریال نبودم ولی به هر حال تجربه ثابت کرده، قسمت دوم هر کاری به قوت قسمت اول نیست چرا که تعلیق‌ها و تازگی و جذابیتی که در سری اول وجود دارد معمولا در سری‌های بعدی تکرار نمی‌شود و این قضیه به مقدار زیادی از کیفیت کار می‌کاهد. مرد 2هزار چهره نیز با توجه به اینکه در زمان کمی ساخته شد و همه ما می‌دیدیم که با چه حجم زیاد و فشار بالایی دارد این کار ساخته می‌شود ولی مجبور بودیم ادامه بدهیم و همین زمان کم موجب شد بسیاری از کار‌هایی که می‌توانستیم انجام دهیم را حذف کنیم. به عنوان بازیگر، کاری به سیاستگذاری‌ها ندارم ولی سری دوم هر سریالی باید این حس غیرقابل پیش‌بینی بودن را به وجود بیاورد که قابل دیدن باشد. باید کاری کند که مخاطب جا بخورد و در تعلیق باشد اما در مرد 2هزار چهره این غافلگیری وجود نداشت، به‌طور مثال در سریال کلاه‌قرمزی که امسال پخش شد، ویژگی و نوآوری خاصی دیده نمی‌شد اما همین اضافه کردن عروسک‌های جدید موجب شد غافلگیری‌ای که از آن یاد می‌کنیم به وجود بیاید. در ساخت سری دوم باید به این نکته بسیار توجه کرد که مهم‌ترین عاملی که می‌تواند آن را جذاب کند، فضای تازه و غیرقابل پیش‌بینی و جذابی است که به وجود می‌آید و خب نباید دروغ بگوییم، مرد 2هزار چهره هیچ‌کدام از اینها را نداشت و نتوانست مثل سری اول باشد».
 
 

نقش کوتاه و بداهه‌سازی
 

کاظمی می‌افزاید: «برای بازی در این سریال، کار با مهران مدیری به دلیل دوستی و همکاری باسابقه‌ای که با او دارم در اولویت بود ولی به طور کلی چیزی که برای نقش من نوشته شده بود خیلی تخت و بدون پیچیدگی بود و هیچ بازی خاصی نداشت. البته همه بازیگرها اینطور بودند و شخصیت‌ها آنطور که باید، پرداخته نشده بودند. یک سری از نقش‌ها به صورت بالقوه دارای ویژگی‌هایی هستند که اگر هنرپیشه همان‌ها را بازی کند از پس نقش برآمده ولی برخی از نقش‌ها باید چیزی به آن اضافه کنی که این مساله، کار را مشکل می‌کند. در سریال مرد دوهزار چهره همه شخصیت‌ها این مشکل را داشتند و چیز زیادی برای آنها نوشته نشده و شخصیت‌پردازی درستی صورت نگرفته بود اما در نهایت قرار نبود که برای ایفای نقش هر کاری دوست داشته باشیم انجام دهیم».وی درباره بداهه‌کاری در این سریال می‌گوید: «در کارهایی که با مهران مدیری انجام داده‌ام همیشه این تعامل وجود داشته که راجع به نقش، آزمون و خطا داشته باشیم تا در نهایت به ایده‌ای برسیم و کار خوبی ارائه کرده باشیم. در کارهایی که فرصت کمتری دارند این تعامل بیشتر است و مدیری همیشه این اطمینان را به بازیگر می‌دهد که می‌تواند از پس نقش برآید اما برخلاف خیلی از کارهای کمدی که کارگردان، آزادی عمل تام به بازیگر می‌دهد و کارگردان و بازیگردان خیلی صاحبنظر نیستند ولی در کارهای مدیری اینطور نیست. همیشه حواسش به همه چیز هست و اگر هم خطایی بوده به خاطر فرصت کم است نه بداهه‌کاری».
 
 

سختگیری معنا ندارد
 

بازیگر سریال مرد دوهزار چهره ادامه می‌دهد: «مدیری از دوستان من است و ما به‌عنوان گروه شناخته شده‌ایم ولی به‌طور کلی به این مساله اعتقاد ندارم که قبول نقش‌هایی از این دست، به کار و سابقه کاری هنرپیشه لطمه می‌زند. از سال 75 که به صورت حرفه‌ای کار کردم خیلی از نقش‌هایی که به من پیشنهاد می‌شد را به خاطر ایده‌ال‌گرا بودن و برای اینکه مبادا به سابقه‌ام لطمه بزند رد می‌کردم اما در نهایت از بازخوردهایی که دیدم، به این نتیجه رسیدم که به قول معروف «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» اگر دیده نشوی فراموش می‌شوی. اینجا بود که اهمیت سختگیری و انتخاب کاری از بین رفت و حالا به جایی رسیده‌ام که به کوتاهی یا بلندی نقش توجه نمی‌کنم. مهم حضور داشتن است».
 
 

کار با مدیری برایم مهم بود
 

فلور نظری، نخستین همکاری‌اش با مهران مدیری را در مرد 2هزار چهره تجربه کرد. او که به گفته خودش فکر، نوع طنز و کارگردانی مدیری را بسیار می‌پسندد درباره حضورش در این سریال می‌گوید: «همیشه مترصد این فرصت بودم که بتوانم با مهران مدیری همکاری داشته باشم ولی در طول این 12 سال که به‌طور جدی کار می‌کنم، این امکان فراهم نشده بود. سال گذشته نیز زمان پخش مرد هزار چهره در سفر خارجی بودم و هیچکدام از قسمت‌های این سریال را ندیدم. زمانی که برای حضور در مرد 2هزار چهره انتخاب شدم هیچ ذهنیتی راجع به مسعود شصت‌چی نداشتم ولی با توضیحاتی که دوستان دادند یک شمای کلی از کار و فضای سریال دستگیرم شد و بلافاصله بعد از عقد قرارداد شروع به کار کردیم».وی ادامه می‌دهد: «فکر مدیری و نوع کارگردانی و طنزی که دارد برایم جذاب است و می‌پسندم. مهم‌ترین نکته در همکاری با مدیری این است که خودش بازیگر است و بازیگرها را درک می‌کند. اینکه بتوانی آن احترام و آرامشی را که برای ایفای نقش به آن احتیاج داری، داشته باشی مهم‌ترین حسن یک کارگردان است که خوشبختانه در کار با مدیری این مساله بسیار پررنگ بود. در تمام طول کار با او اذیت نشدم. صرفا به دلیل علاقه‌ای که به همکاری با مدیری داشتم این کار را قبول کردم و با توجه به مجموعه شرایطی که وجود داشت این برایم ارزشمند بود که با مدیری کار کرده باشم».
 
 

مدیری باید پاسخگو باشد
 

نظری درباره تجربه همکاری‌اش با مدیری می‌گوید: «بزرگ‌ترین حسن کار کردن با مدیری این است که می‌داند دارد چکار می‌کند. همه چیز حساب شده است و مانند برخی از کارگردانان که با سردرگمی‌هایشان کلافه‌ات می‌کنند، نیست و این را می‌دانم که هیچ کاری را بدون علت نمی‌کند اما درباره ضعف‌هایی که در کار داشته خودش باید پاسخگو باشد. من به دلیل درگیری به‌خاطر بازی در این مجموعه به دیگر داستان‌ها اشراف کامل نداشتم ضمن اینکه درباره من این مساله نیز وجود داشت که مرد هزار چهره را ندیده بودم که می‌توانست برای من ذهنیت به وجود بیاورد. به هرحال این سریال باید ساخته می‌شد و روی آنتن می‌رفت به همین دلیل ممکن است برخی قسمت‌ها سرسری گرفته شده باشند ولی در مقایسه با کارهایی از این قبیل خیلی بهتر بود، ولی به طور کلی می‌توانست بهتر باشد و متن‌های بهتری داشته باشد که این اتفاق نیفتاد».
 
 

طنز سطح بالا
 

وی ادامه می‌دهد: نوع طنز مدیری سطح بالاست و تا چند سال دیگر حتما جا می‌افتد. این جسارتی که در بیان مسائل دارد بسیار ارزشمند است و از همه اینها مهم‌تر اینکه نزدیک به 90 درصد مردم از این سریال راضی بودند. ما برای مردم کار می‌کنیم و نمی‌توانیم بگوییم سلیقه پایینی دارندیا اینکه درک درستی از طنز ندارند. مردم نظرشان را می‌گویند و از هیچ چیزی در بیان نظرشان ابا ندارند. همین‌که در سطح معمول همه از این سریال راضی بودند نشان‌دهنده این است که مردم کارهای مدیری را دوست دارند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند.
 
 

کافی است بازیگر باشی
 

بیوک میرزایی اگرچه تا قبل از این، تجربه همکاری با مهران مدیری را داشته است ولی مرد 2هزار چهره نخستین کاری است که در مقام کارگردان و بازیگر با هم تجربه کرده‌اند. تجربه‌ای که میرزایی اذعان می‌کند تجربه خوبی بوده چرا که مدیری به کارش مسلط است و این توانایی را دارد که بتواند از امکانات و توانایی‌های بازیگر به نحو احسن استفاده کرده و می‌داند که از کار و بازیگر چه می‌خواهد، به همین دلیل در راستای مواردی که در نظر دارد حرکت می‌کند. او درباره تجربه کار طنز می‌گوید: «اگر بازیگر باشی طنز یا تراژدی فرقی ندارد. مهم این است که جست‌وجو کنی و با بررسی‌هایی که انجام می‌دهی به این نتیجه برسی که از پس نقش برمی‌آیی. برای بازی باید الفبای آن را دانست و عناصر رسیدن به نقش را رعایت کرد، در این صورت است که به حالت فرقی ندارد که چه نقشی را بازی می‌کنی ولی یک نکته قابل تامل است که برخی از کارهای طنز با متن هستند و بازیگر موظف است که به متن وفادار باشد ولی متاسفانه جدیدا باب شده که برخی از کارها یا متن ندارند یا خلاصه متن دارند و با شمای کلی‌ای که از نقش به بازیگر می‌دهند انتظار بازی از بازیگر دارند و به قولی به بداهه‌کاری معتقدند، هرچند نفس کار طنز با بداهه بیگانه نیست ولی این قضیه و کنترل آن به توانایی کارگردان بستگی دارد. اگر کارگردان، بازیگر و کار را بشناسد و بداند که شرایط چه چیزی را ایجاب می‌کند و به اقتضای شرایط از توانایی‌های بازیگران استفاده کند، بداهه نه‌تنها به کار ضربه نمی‌زند که حتی آن را جذاب‌تر هم می‌کند».وی می‌افزاید:‌«نقشی که در سریال مرد 2هزار چهره ایفا کردم میدانی برای بداهه نداشت و نقش هم خیلی پیچیده و دست‌نیافتنی نبود. مدیری به من اعتماد کرد و به همین خاطر پذیرفته بودیم که چطور با هم همکاری کنیم. من می‌دانستم که نقش از من چه می‌خواهد و مدیری هم به توانایی‌ من اشراف داشت. هرچند کار شتاب‌زده و با فرصت کمی انجام شد ولی فکر می‌کنم ماحصل آن قابل قبول بوده و با استقبال مواجه شد».


نگاهي به سريال «مرد دوهزار چهره»
چهره‌هاي تكراري

 

مرد دو هزار چهره جداي از حواشي و جايگاه رسانه‌اي كه در برنامه‌هاي طنز تلويزيوني پيدا كرد يك اتفاق بكر براي خود مهران مديري نيز بود. اين براي اولين بار است كه مهران مديري برخلاف روال گذشته به ساخت مجدد و سريالي يك مجموعه طنز مي‌پردازد.
 

وي حتي بسياري از مجموعه‌هاي موفق طنز‌هاي تلويزيوني خود را كه مخاطبان زيادي هم داشت و در اوج محبوبيت بود به قسمت دوم نكشانده بود، اما موفقيت مرد هزار چهره در نوروز گذشته بقدري زياد بود كه اين بازيگر كارگردان برجسته عالم طنز را به ساخت قسمت دوم اين مجموعه وسوسه كرد و شايد هر كارگردان ديگري نيز جاي او بود انگيزه‌هاي لازم را براي تداوم اين مجموعه داشت، اما مرد دو هزار چهره بار ديگر اين تجربه را به تاييد رسانيد كه حتي ساخت مجدد و سريالي يك برنامه موفق نيز نمي‌تواند موقعيت و موفقيت اول را تكرار كند و با شكست مواجه مي‌شود.

نمونه بارز اين تجربه را مي‌توان در ساخت مجدد زير آسمان‌هاي شهر مهران غفوريان رديابي كرد. البته در كنار اين عوامل بايد به ساختار داستاني اين مجموعه نيز اشاره كرد. مرد هزار چهره قابليت پردازش داستاني زيادي داشت به اين معنا كه قهرمان داستان را مي‌توان در موقعيت‌هاي متعدد و جديدتري قرار داد كه امكان طنزپردازي پيرامون آن بسيار زياد است، اما اين بار با توجه به شناختي كه مخاطب از مجموعه قبلي داشت اين موقعيت‌سازي‌ها شناخته شده و تا حدودي قابل پيش‌بيني بود ضمن اين‌كه مسعود شصت‌چي اين بار سادگي و به اصطلاح‌ هالو بودن گذشته را نداشت و خيلي هم اشتباه گرفته نمي‌شد بلكه خودش نيز در خلق اين هويت‌هاي دروغين نقش داشت و در واقع مخاطب با مسعود شصت‌چي بازيگوش‌تري مواجه مي‌شد. يكي از تمايز‌هاي مهمي‌ كه اين مجموعه نسبت به مرد هزار چهره داشت و به عنوان عنصر اصلي قصه‌پردازي در دور جديد برجسته شد اين بود كه موقعيت‌هاي اشتباهي مسعود شصت‌چي در چهره‌هاي مختلف به دليل شباهت ظاهري وي با شخصيت اصلي هر يك از اپيزودها بود و صرفا از سر اتفاق نبود كه وي در چهره فردي ديگر اشتباه گرفته مي‌شد.

 

مرد دو هزار چهره از 4 اپيزود تشكيل مي‌شد كه مسعود شصت‌چي به ترتيب در قالب شخصيت‌هاي مهران مديري، خلبان هواپيما، مربي فوتبال و رمال و جادوگر قرار مي‌گرفت و به واسطه تضادي كه از اين دوگانگي نقش پيش مي‌آمد موقعيت‌هاي طنزي خلق مي‌شد كه البته تا حدود زيادي اين موقعيت‌ها به واسطه ويژگي‌هاي كميك در بازي و رفتارهاي خود مديري شكل مي‌گرفت چه بسا كه اين موقعيت‌ها به ذات خود چندان داراي سويه طنز نبودند و صرفا از شيوه بازي خود مهران مديري بر مي‌آمدند. تكيه كلام‌ها، نوع راه رفتن و نگاه كاراكتر مسعود شصت‌چي بخش عمده‌اي از بار كميك مجموعه را بر دوش داشت و بديهي است اگر شخص ديگري غير از مهران مديري در نقش مسعود شصت‌چي ظاهر مي‌شد موقعيت‌هاي طنز چنداني خلق نمي‌كرد، به عبارت بهتر ميزان كميك بودن مرد دو هزار چهره بيش از آن‌كه مبتني بر موقعيت‌سازي طنز باشد بر كنش‌هاي طنازانه مهران مديري استوار بود يعني يك نوع طنز شخصيتي  كلامي ‌بر آن حاكم بود تا طنز موقعيت!

 

در اپيزود اول، كارگردان مسعود شصت‌چي را به جاي خود مي‌گذارد كه اگرچه كمي ‌خودخواهانه به نظر مي‌رسد، اما به نوعي چهره واقعي طنزپردازان از جمله خود مديري را تا حدودي بازنمايي مي‌كند. معمولا مردم و مخاطبان، تصويري كه از بازيگران طنز دارند با شخصيت واقعي آنها متفاوت و گاهي متضاد است. در اين قسمت مخاطب با دو چهره از مهران مديري مواجه مي‌شود؛ يكي در قالب مسعود شصت‌چي و ديگري در نقش خود واقعي وي و در اين قياس با دوگانگي شخصيت يك هنرمند در دو موقعيت حرفه‌اي و هويت حقيقي مواجه مي‌شود كه از منظر روان‌شناختي قابل تامل است. ما در اين قسمت با چهره تلخ و عبوس و افسرده كارگرداني مواجه مي‌شويم كه همواره وي را در سيماي كميك ديده بوديم. اين بخش به نوعي رمزگشايي و رونمايي از لايه‌هاي پنهان و البته واقعي چهره‌هاي مجازي است كه تصوري ديگر در ذهن مخاطبان خلق مي‌كنند.

ميزان كميك بودن مرد دو هزار چهره بيش از آن‌كه مبتني بر موقعيت‌سازي طنز باشد بر كنش‌هاي طنازانه مهران مديري استوار بود

در اپيزود دوم كه مسعود شصت‌چي در قالب يك خلبان هواپيما ظاهر مي‌شود اين موقعيت خطرناك و دلهره‌آور اوست كه بسترهاي اصلي طنز را خلق مي‌كند و ميان وحشت و خنده ارتباط برقرار مي‌سازد؛ عنصري كه در بسياري از آثار طنز در جهان تجربه شده و از تضاد خطر و خنده براي پردازش داستاني خود بهره مي‌گيرد. عمده جذابيت‌هاي اين قسمت نيز به ناشي‌گري مسعود شصت‌چي در هدايت هواپيما برمي‌گردد كه اگرچه در بستري طنز روايت مي‌شود، اما نوعي دلهره و اين‌كه هواپيما و مسافرانش با اين خلبان جعلي چه سرنوشتي پيدا مي‌كنند به عنوان يك عنصر و پيش‌زمينه رواني به خلق موقعيت‌هاي طنز در اين بخش كمك مي‌كند.

شايد مهم‌ترين اپيزود مرد دو هزار چهره به قسمت سوم آن برمي‌گردد كه وي به عنوان مربي فوتبال وارد اين فضاي جنجالي و پرطرفدار مي‌شود. اين بخش از منظر انتقادهايي كه به آن شد بويژه در ارتباط با خبرنگاران ورزشي با بخش شاعران و روشنفكران در مجموعه مرد هزار چهره قابل قياس است. اگرچه در اين قسمت است كه كارگردان بيش از بخش‌هاي ديگر به طنز انتقادي و اجتماعي روي مي‌آورد و به آسيب‌شناسي اخلاقي  شغلي در حوزه ورزش به طور كلي و فوتبال به شكل خاص مي‌پردازد. اين ساختار به قدري متاثر از واقعيت‌هاي عيني است كه مثلا در بخش كنفرانس‌هاي مطبوعاتي بيژن شكيبا از برخي اتفاقات واقعي در اين حوزه در بستر طنز استفاده شده است به طوري كه بسياري از خبرنگاران ورزشي از طريق پيامك مصاديق اين قسمت‌ها را در دنياي واقعي فوتبال به هم يادآوري مي‌كردند. فوتبال عرصه‌اي است كه در آن ظرفيت نقادي نسبت به حوزه‌هاي ديگر در كشور ما بيشتر است و از اين منظر بيش از ورزش‌هاي ديگر دستمايه طنزپردازان قرار مي‌گيرد. قطعا اين بخش از مرد دو‌هزار‌چهره به معناي واقعي طنز نزديك‌تر است و به واسطه طنز، واقعيت‌هاي تلخ را در روايتي انتقادي به تصوير مي‌كشد. گرچه اين نقادي در اپيزود بعدي در سطحي عمومي‌تر تداوم مي‌يابد و به رمال‌گري و فال‌بيني و برخي خرافات عرفي كه در سال‌هاي اخير در جامعه ما گسترده شده است مي‌پردازد. در اينجا نيز ساختار طنازانه اثر سويه‌اي انتقادي به خود مي‌گيرد و به آسيب‌شناسي اجتماعي در اين حوزه مي‌پردازد.

مهران مديري در مجموعه جديد خود در بخش‌هاي متعددي از سريال وقايع قسمت اول اين مجموعه را به بخش جديد پيوند مي‌زند و با حالت رفت و برگشتي در تعريف خاطرات خود در بخش بازجويي، به اين مجموعه دوگانه هويتي كلي مي‌بخشد، اما در نهايت آنچه كه به عنوان نتيجه كار باقي مي‌ماند موفقيت مجموعه قبلي نيست و عملكرد كارگردان توانايي مثل مهران مديري نيز نشان داد بازتوليد و تكرار يك مجموعه موفق موجب تمديد آن موفقيت نمي‌شود و گاهي شيريني لذت خاطرات مجموعه قبلي را نيز تلخ مي‌كند. در پايان مجموعه بار ديگر كارگردان تلاش مي‌كند در قالب متني اخلاقي و زيباشناسانه به نتيجه‌گيري اخلاقي از داستان برسد. اگرچه زيبايي دفاعيه مسعود شصت‌چي در دادگاه تكرار نمي‌شود. مهران مديري پايان‌بندي مرد دو هزار چهره را با مجموعه شب‌هاي برره خود پيوند مي‌دهد و امكاني به وجود مي‌آورد تا اين داستان در سال آينده به اولين سه‌گانه طنز تلويزيوني بدل شود. هرچند مهران مديري با هوش‌تر از آن به نظر مي‌رسد كه دست به اين كار بزند.


 

 

منتقد سينما: "مرد دو هزار چهره" به خاطر تعدد نويسندگان جذاب نبود
 
يک منتقد سينما و تلويزيون معتقد است، تعدد نويسندگان در سريال تلويزيوني "مرد دوهزار چهره" موجب نبود تعادل و تناسب ميان بخش هاي مختلف اين مجموعه و کاهش جذابيت آن شد.
 
"حسين سلطان محمدي" در گفتگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا، در ارزيابي از سريال هاي پخش شده نوروزي از شبکه هاي مختلف سيما گفت: جذابترين بخش سريال "مرد دو هزار چهره" ساخته "مهران مديري"، بخش ورزشي آن بود که بطور موشکافانه به نقد مسائل و مشکلات موجود در اين حوزه پرداخته شد.
وي اظهار داشت: سه قسمت ديگر آن که مسعود شصتچي در جايگاه خلبان، رمال و کارگردان قرار مي گيرد، از جذابيت کافي برخوردار نبود.
به گفته وي، در اين مجموعه نقد رفتارهاي اجتماعي در قالب طنز بصورت دقيق انجام نشد و به ناهنجاري هاي حوزه سينما و تلويزيون کم پرداخته شد.
اين منتقد، همچنين به سريال "عيد امسال" به عنوان نخستين تجربه کارگرداني "سعيد آقاخاني" اشاره کرد و گفت: اين مجموعه فاقد کارگرداني و بازيگرداني منسجم بود.
سلطان محمدي با بيان اينکه بازيگران اين مجموعه کاراکترهاي آرامي نبودند، خاطر نشان کرد: اين مجموعه پر از سر و صداي اضافه، شلوغ، تکراري و بدون پرداخت جديد بود.
وي، سريال "ماه عسل" را که از شبکه دو سيما پخش شد، کار پخته تري عنوان کرد و گفت: ‌عملکرد کارگردان و بازيگران، قابل قبول بود و براي اولين بار يک مجموعه آرام و منظمي را در نوروز ديديم.
اين منتقد با اشاره به مطلوب بودن عملکرد کارگردان و بازيگران اين مجموعه، خاطر نشان کرد: اين مجموعه انسان هايي با خصايص خوب و بد را به تصوير کشيد که 100 درصد سياه يا 100 درصد سفيد نبودند.
سلطان محمدي به مجموعه کلاه قرمزي درفروردين 88 اشاره کرد و گفت: حضور شخصيت هاي مطرح و آشناي سينماي ايران در اين برنامه ابتکاري جالب و بکر بود و تمام افراد خانواده را در يک ساعت مشخص کنار هم جمع مي کرد.

تولدت مبارک! +2 گفتگو با امیر مهدی ژوله و مهراب قاسم خانی+نقد جامعه توسط مرد دو هزار چهره

modirinews

 


نويسنده مرد دو هزار چهره، مهراب قاسم خانی

شايعه كپي از فيلمنامه محمد رضا اعلامي را تكذيب مي كنم

 

فيلمنامه مرد دو هزار چهره كاملا با تحقيق و بررسي تمام گروه نوشته شده و از فيلنمامه هيچ كارگرداني كپي نشده است

 

محراب قاسم خاني نويسنده فيلمنامه مجموعه تلويزيوني مرد دو هزار چهره، به خبرنگار باشگاه خبرنگاران در مورد اعتراض محمد رضا اعلامي در مورد فيلمنامه مرد دو هزار چهره گفت:‌ اگر هر كارگرداني مدعي است كه فيلمنامه مرد دو هزار چهره از فيلمنامه ديگري كپي برداري شده مي تواند براي اثبات اين موضوع آن فيلمنامه را تبديل به فيلم كند.

 

وي تصريح كرد: من اعتراض و ادعاي محمد رضا اعلامي را در مورد فيلمنامه چند قسمت آخر مجموعه مرد دو هزار چهره به طور جدي تكذيب مي كنم چرا كه در لحظه به لحظه اين كار شاهد كار همه عوامل اين مجموعه بوده ام.


گفت و گو با امیر مهدی ژوله
 
عقب‌نشيني ورزشی‌نویس‌ها از درگيري با مرد 2هزارچهره
 
 
 
امیر مهدی ژوله، ورزشی‌نویس سابق، سال 80 کارش را با روزنامه‌نگاری ورزشی آغاز کرد و پس از آن به طنزهای سیاسی-اجتماعی روی آورد و از سال گذشته با مرد هزار چهره به طور رسمی وارد عرصه تلویزیون شد. او یکی از جنجالی‌ترین نویسندگان تیم مدیری است که در کنار برادران قاسم‌خانی به ایفای نقش می‌پردازد.


سال گذشته و موقعیت‌های مردهزار چهره یک را به خاطر بیاورید، در آن سال نام نویسنده‌های هر قسمت در تیتراژ ذکر نمی‌شد، اما برخی از وبلاگ‌نویسان و نزدیکان به این تیم گفتند که دو موقعیت بحث‌برانگیز شعرا و پزشکان کار امیرمهدی ژوله بوده. امسال هرچند سری دوم مرد هزارچهره مثل سال قبل خبرساز و پر مخاطب نبود، اما باز هم به اعتقاد برخي ژوله دست گل به آب داد و با نقد تند اهالي مطبوعات ورزشي، واکنش برخی از اهالی این صنف را باعث شد.

 

«آینده» در این پرونده با ژوله، نویسنده این قسمت، عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی که به گفته سایت خبرگزاری کار ایران(ایلنا) هنرمندان تیم مدیری را تهدید به افشاگری کرده بود و آرش راهبر، یکی از روزنامه‌نگاران ورزشی گفت‌وگوهایی انجام داده که در ادامه می‌آید.



* از سابقه شما شروع کنیم. شما موقعیت ورزشکاران را نوشتید، که تنها موقعیتی بود که نسبت به آن انتقاداتی هم شد. از موقعیتی نوشتید که خودتان شاید روزی از نزدیک با آن ارتباط داشتید. برای شروع با مخاطبان آینده از سابقه ورزشی‌نویسی خودتان بگویید.


سال 79-80 كه وارد مطبوعات شدم، اساسا از طنز ورزشی شروع کردم و هفته‌نامه تماشاگران. از طنز ورزشی شروع کردم که در آن‌جا چهره‌های ورزشی، گزارش تمرین و... و غیرطنز هم می‌نوشتم. در دو مقطع هم در روزنامه جهان فوتبال کار می‌کردم. البته در آن‌جا طنز نمی‌نوشتم، یادداشت‌های تخصصی می‌نوشتم. بعدهم در روزنامه ایران ورزشی مدتی کار می‌کردم که در آن‌جا هم یادداشت می‌نوشتم و اساسا مسئول سرویس یادداشت‌ها بودم که با کارشناسان تماس می‌گرفتیم. در هفته‌نامه چلچراغ هم که در مقاطعی دبیر سرویس ورزشی بودم. الان هم هر از گاهی یادداشت ورزشی می‌نویسم.
 
 


* بحث احضار و بازداشت برخی از خبرنگاران ورزشی در اواخر سال گذشته و پخش سریال مرد دوهزار چهره و موقعیت ورزشکاران این سریال و از طرف دیگر رفتار مربی تیم ملی در عدم دعوت برخی از بازیکنان و لژیونرها با هم، برای برخی از مخاطبان و به خصوص دست‌اندرکاران تقارن معنی‌داری داشت. ممکن است مردم که پیش از عید در خصوص بازداشت برخی خبرنگاران ورزشی زیاد توجیه نبودند، با پخش آن دو قسمتی که شما نوشته بودید، توجیه شده باشند و احساساتشان کاملا در جهت اقداماتی که منجر به بازداشت خبرنگاران ورزشی گرديد شده باشد. نظرتان چیست، این اتفاقات و تقارن‌ها اتفاقی بودند؟


خوب آن بحث که توجیه شده بود.
 
 


* خوب؛ با توجه به سابقه تیم آقای مدیری، در ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم، و موقعیت شعرا در مرد هزار چهره نوروز 87، می‌توان این نتیجه را گرفت که هدف شما هم در راستای آن اقدامات و توجیه و مشروعیت بخشیدن بیشتر به احضار و باداشت روزنامه‌نگاران مزبور بوده است؟


اصلا. چنین چیزی ممکن نیست، ضبط این موقعیت پیش از آن ماجرا بوده. شما به آرشیو روزنامه‌ها مراجعه کنید تا ببینید که پیش از آن ماجرا نوشته بودند که تیم مدیری در ورزشگاه راه‌آهن در حال فیلم‌برداری هستند. بنابراین چنین تصوری اساسا درست نیست. یعنی در واقع همان موقع که ما مشغول کار بودیم، خبر آن بازداشت‌ها و احضارها به ما هم رسید.

من همان موقع هم به آقای مدیری گفتم که چه جالب، این‌ها را گرفتند. الان می‌گویند این‌ها با اداره اطلاعات استان تهران چقدر هماهنگ هستند!

اتفاقا یک امتیاز مثبت هم برای من شده، یعنی الان هرکسی می‌گوید چرا این را نوشتی، می‌گویم در این حوزه چنین افرادی هستند، نمونه‌اش همین دستگیری‌های شب عید!


* سال گذشته هم با هم گفت‌وگو کردیم، آن وقت آنقدر وبلاگ‌ها و منتقدین در مورد سریالتان واکنش نشان داده بودند که گفت‌وگوی ما مفصل‌تر از حد معمول شد و به یک گفت‌وگوی چالشی تبدیل شد. نمی‌دانم شما هم معتقدید که امسال مثل سال گذشته این سریال نتوانست مورد توجه منتقدیدن قرار بگیرد. نه نکوهش خاصی شد و نه ستایش خاصی. در حالی که پیش از پخش سریال، تبلیغات خوبی هم در مطبوعات برای سریال انجام شده بود. یعنی خاطرم هست که آن موقعیت که به شعرا پرداخته بودید صدای خیلی از منتقدین را هم درآورد، امسال انگار کسی به سریال محل نگذاشت!

البته موقعیت پزشکان و نیروی انتظامی بیشتر گرفته بود.
 


* خوب پزشکان و نیروی انتظامی بیانیه دادند، ولی موقعیت شعرا موجب شد تا بخشی از فرهیختگان که خاستگاه خود شما هم هست نسبت به کارتان واکنش نشان بدهند، انتقاد توکا نیستانی و برخی دیگر از فعالان حوزه فرهنگ و هنر را که به یاد دارید!


آهان یعنی منظورتان حرف و حدیث‌ها بوده؟



* نه، مشخصه کار آقای مدیری صرف‌نظر از تمام ابعاد تخصصی و ... این است که با حاشیه‌های زیادی همیشه همراه بوده. در واقع مدیری گاه سوار همین حاشیه‌ها می‌شود و مقبولیت پیدا می‌کند. کمتر پیش آمده که طنز مدیری به هجو و شوخی‌های عادی بسنده کند. دقیقا می‌خواهم بدانم امسال معذوریت خاصی در بین بوده؟



دقیقا. امسال سعی‌مان این بود که کار به هیچ عنوان تعبیر پذیر نباشد و کم دردسر باشد.



* چرا این سعی را کردید، از جایی برای شما خطوطی تعیین شده بود؟



قرار خود گروه بود. چون اگر ما می‌خواستیم به سمتی بغلطیم، قاعدتا ما را به سمتی وصل می‌کردند. خواستیم کلا از این غلطیدن خارج باشیم. خواستیم فقط کمدی برای کمدی باشیم. یک کار لذت بخش باشد. حرف و حدیثش هم کمتر باشد. البته تلویزیون هم حساس‌تر بود، اصلا جامعه هم حساس‌تر بود. چون نزدیک به انتخابات بود.



* مشخصه کار آقای مدیری و تیم نویسندگانش در سال‌های گذشته و کارهای قبلی عموما پر حاشیه بودند و اگر منصف باشیم مدیری و تیمش سوار بر این حاشیه‌ها شدند و مطرح شدند. البته نمی‌توان نسبت به کار خاص و ویژگی‌های فنی کار هم بی‌تفاوت بود، اما این حاشیه‌ها هم موثر بودند. اما این به قول شما "کمدی برای کمدی" باعث نشد از میزان مقبولیت سریال کاسته شود؟

البته این عدم مقبولیت امسال دلایل متنوعی دارد. یکی از دلایل نبودن پیمان قاسم‌خانی بود. این کار خیلی با عجله ضبط شد. از طرف دیگر برخی از قسمت‌های پارسال پرکمدی‌تر و خوب‌تر بود. این‌ها دلایل اصلی بودند، نه این که مثلا پارسال نیش و کنایه خاصی بود.

 



* همین که می‌گویید آقای پیمان قاسم‌خانی نبودند، چرا امسال حضور نداشتند، ایشان در مرد هزار چهره یکی از نویسندگان موثر در شخصیت پردازی‌ها و موقعیت‌ها بودند . از طرفی یک پای ثابت کارهای آقای مدیری پیمان قاسم‌خانی است!



پیمان درگیر کارهای شخصی‌اش بود و بازی در یک فیلم سینمایی. دورادور تماس داشتیم ولی چون این کار امسال ادامه سال گذشته بود و شخصیت‌پردازی شده بود و ... پیمان تصمیم گرفت به کارهای شخصی خودش برسد.

یکی دیگر از دلایل هم که یادم رفت این است که این نسخه دوم بود. همیشه در مورد دوم‌ها این حرف وجود دارد که نسخه دوم مثل اولی نشد. در هر کاری هم هست.



* شما که می‌دانستید همیشه «دوها» مثل «یک‌ها» نمی‌شود، چرا سراغ نوشتن این نسخه رفتید؟

یک سری از موقعیت‌های سال گذشته مانده بودند.



* نمی‌شود این‌طور فکر کرد که برای امسال ایده خوبی وجود نداشت، از سرناچاری سراغ مرد هزار چهره دو رفتید و اصطلاحا «آب بستید»؟



نه؛ یک سری موقعیت‌های پارسال بودند، موقعیت ورزشی و سینما بود که سال گذشته می‌خواستیم به آن‌ها بپردازیم و از طرفی چون پایان کار سال گذشته باز مانده بود و جای کار هم داشت.

 



* ببینید سریال‌های مناسبتی می‌تواند به عنوان لوگوی یک تیم محسوب شود. از طرفی هر شب پخش می شود، از طرف دیگر مثل سریال‌های 90 قسمتی کش‌دار نیست و قاعدتا داستان می‌تواند جذاب‌تر و پربارتر باشد. بعد از مرد هزار چهره، این اولین کار شما بعد از یک سال بود، حتی در سال 87 شما سریال نود قسمتی هم نداشتید، قبول دارید انتظارها بیشتر بود و بخش اعظم آن برآورده نشد؟



نه... این یک برداشت سطحی است. بالاخره اگر آس نبود، شاه و بی‌بی که بود! ممکن است قسمت‌های خوب و پرکمدی‌اش کمتر از پارسال بوده باشد، ولی امسال هم قسمت‌های خوبی داشت. من اصلا این کار را شکست خورده نمی‌بینم. به نظرم کار خوب و موفقی بود. به موفقیت کار پارسال نبود، ولی کار خوب و موفقی بود. همین الان از تمام سریال‌هایی که امسال خارج از این گروه ساخته شده بود بهتر بود.



* فکر نمی‌کنید این «بهتر بودن» حاصل همین نام مدیری شما باشد. در واقع شاید سریال‌های دیگر کیفیت مطلوب داشتنند، اما نام «مدیری» نقطه ضعف آن‌ها محسوب می‌شد. به عبارتی این نام مدیری است که گروه و کار را مطرح می‌کند، نه این که گروه و کار مدیری را مطرح کند!



قطعا نام مدیری چه به عنوان کارگردان و چه حضورش به عنوان نقش اول موثر است. این یعنی ما یک مخاطب عظیم بالقوه داریم که باید به آن‌ها خوراک مناسب هم بدهیم.



* منظور من این نبود، مشخص است که حضور یک چهره موثر است، اما سوالم این بود که آیا این حضور آنقدر موثر است که ضعف‌های کار را بپوشاند؟



آقای مدیری خودش هم معترف است که کارهای ضعیفی هم در کارنامه داشته و این را باید خودش جواب بدهد. ولی این کار جزو کارهای شکست خورده‌اش یقینا نیست. ممکن است جزو کارهای درجه یک نباشد، اما شکست خورده هم نیست.



* برنامه جدیدی ندارید؟

یک کاری برای شبکه سه انجام می‌دهیم که اکثر اعضای تیم آقای مدیری هم در آن حضور دارند.

..............................................................................................................

دبیر تحریریه روزنامه دنیای فوتبال: باید بیشتر خویشتن‌دار بود



در خصوص سریال طنز مرد دوهزار چهره و موقعیت فوتبالیست‌ها که واکنش‌هایی را هم از طرف برخی از اهالی مطبوعات به دنبال داشت، نظرات آرش راهبر روزنامه‌نگار قدیمی مطبوعات ورزشی از جمله: جهان فوتبال، گزارشگران، دبیر سرویس ورزشی روزنامه شرق، دبیر سرویس ورزشی روزنامه کارگزاران و دبیر تحریریه روزنامه دنیای فوتبال را جویا شدیم.



راهبر در این گفت‌وگو با اشاره به نوع کار و سابقه نویسنده این قسمت از مجموعه مرد دوهزار چهره گفت: مهم‌ترین نکته این است که نویسنده این برنامه خودش سابقه روزنامه‌نگاری ورزشی داشته است و کارش را با ورزشی‌نویسی شروع کرده. خودش عضوی از مطبوعات ورزشی بوده، بنابراین نمی‌توان گفت که با این محیط غریبه بوده. خیلی طبیعی است که وقتی کسی در یک محیط حضور داشته باشد، می‌تواند بخشی از معضلات آن صنف را منعکس کند. بالاخره ممکن است در هر صنفی چنین مسائلی وجود داشته باشد، چون این نویسنده خودش از نزدیک در ارتباط بوده، می‌تواند بخشی را بازگو کند.



وی در ادامه با اشاره به نوع کارهای طنز و تلویزیونی گفت: نکته اصلی که وجود دارد این است که به نظر من، بالاخره این یک مجموعه طنز اجتماعی بوده با مخاطب عام و بالاخره بخشی از آن هم هجو و طنز بوده. وقتی که داستان هجو و طنز می‌شود، طبیعتا ممکن است کمی هم بزرگنمایی شود. به نظر من نباید از این موضوع زیاد دلخور شد، در همه کارهای طنز همین‌طور است، شما حتی در کاریکاتور هم نگاه کنید کمی اغراق و بزرگ نمایی وجود دارد.



این روزنامه‌نگار ورزشی در خاتمه توصیه کرد همکاران و روزنامه نگاران ورزشی بیشتر از خود خویشتن‌داری نشان دهند و یادآور شد: من فکر می‌کنم بعضی از همکاران ما نباید به این سرعت و با این شتاب موضع‌گیری کنند. این یک داستان است، برخی معتقدند وقتی شما می‌خواهید یک کار اصلاحی در پیش بگیرید، باید بدون پرده‌پوشی و به صورت عریان زشتی‌ها را نشان بدهید. حالا وقتی وارد وادی هنر می‌شویم، کمی اغراق هم وجود دارد.

.............................................................................................................

رئیس انجمن روزنامه‌نگاران ورزشی: نگفتم علیه هنرمندان افشاگری مي‌كنم

خبرگزاری ایلنا اولین سایتی بود که با انتشار خبری مبنی بر تهدید «عبدالحمید احمدی»، رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی به افشاگری علیه مهران مدیری بازار شایعات را داغ کرد. بعد از آن بود که این خبر دست به دست چرخید و در بین سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی مطرح شد.

آینده برای روشن شدن موضوع با احمدی تماس گرفت. اما احمدی در این گفت‌وگوی کوتاه تلفنی اخبار ایلنا را تکذیب کرد و گفت: من با سایت ایلنا مصاحبه‌ای نداشتم و تنها با سایت ایرنا یک گفت‌وگو انجام دادم و در آن هم صرفا یک انتقاد کردم و کسی را تهدید به افشاگری نکرده‌ام.

وی در ادامه یادآور شد: باید همکاران خبرگزاری‌ها توجه داشته باشند، اگر حرفی دارند از قول خودشان بزنند نه این که حرف‌هایشان را به نوعی مطرح کنند که گویا از زبان شخص دیگری گفته شده.

رئیس انجمن روزنامه‌نگاران و عکاسان ورزشی در ادامه گفت: در این سریال به مشاغل و صنف‌های دیگر هم پرداخته شده بود و اصلا نفس سریال شوخی با صنف‌ها و مشاغل بود، اما شما ببینید نحوه مطرح کردن یک موضوع می‌تواند خیلی متفاوت باشد. چطور است که مثلا در موقعیت خلبانان طوری مطرح می‌شود که خوب هیچ مخاطبی باور نمی‌کند یک خلبان در کابین پرواز جوجه کباب سرخ کند! اما مخاطب در موقعیت ورزشکاران کاملا می‌تواند باور کند که یک مدیر روزنامه ورزشی با تهدید و ارعاب می‌خواهد از یک مربی باج‌گیری کند.

احمدی در ادامه در پاسخ به «آینده» که از او در مورد تخلفات و احضارهای پیش از عید و ارتباط آن با پخش این سریال گفت: تخلفات در هر صنفی ممکن است وجود داشته باشد. مثلا فلان مربی، هم مربی است و هم ممکن است دلالی هم بکند. خوب وقتی او به خاطر کارهای دلالی که انجام می‌دهد تخلفی می‌کند، با مرجع مشخصی سر و کار دارد و ارتباطی با مربی‌گریش ندارد.

اما ما نباید این موضوعات را به همه جامعه یک صنف تعمیم بدهیم. عزیزانی که این سریال را تولید کردند دقت کنند، حرف ما این است که روزنامه‌نگاران ورزشی که اهالی شریف و زحمت‌کش این صنف هستند، در تعطیلات نوروزی کنار خانواده‌هایشان نشسته‌اند تا یک سریال طنز تماشا کنند و لذت ببرند، نباید با پخش این سریال آن‌ها را نزد خانواده‌هایشان شرمنده می‌کردند.

 


نقد جامعه توسط مرد دو هزار چهره

 

در اوج اقتدار صدا و سيما و در بهترين روزهاي آغاز سال جديد، بايد مجموعه «مرد دو هزار چهره» را تنها سريال نوروزي موفق و پر اهميتي دانست که در اين ايام از تلويزيون پخش شد.

 

مجموعه‌اي که بايد به جرأت نيش‌دارترين و پرحرف‌ترين ساخته کارگردان محبوب و خوش نام کشورمان «مهران مديري» دانست. سريالي که همه را مي‌خنداند و به کسي توهين نمي‌کند. شعور مردم را زير سؤال نمي‌برد و در عين حال به بسياري از افکار غلط رايج، بي‌محابا مي‌تازد و البته خود را هم از گزند شکايات و اعتراضات مي‌رهاند.

 

پس از يک سال «مسعود شصت‌چي» که نقش اول سريال «مرد هزار چهره» بود، از زندان آزاد شده و به شيراز باز مي‌گردد. در نگاه اول، کارگردان، قسمت اول و نيمي از قسمت دوم را صرف ياد آوري کارهاي مرد هزار چهره مي‌کند. اما اولين و پراهميت‌ترين و نيش‌دار‌ترين نکته فيلم در همين بخش واقع شده است.

 

سؤالي که بايد از جامعه پرسيده شود، و آن سؤال اين است که «چرا وقتي مجرمي پس از آنکه توسط قانون مجازاتي برابر با جرمش را تحمل کرده، بايد در جامعه مورد تنبيه اطرافيان قرار گيرد؟» اين سوال از آن جهت که باعث رجوع دوباره مجرم به جرم مي‌شود، بسيار اهميت دارد.
 
 
در سريال درست به اين نکته اشاره مي‌شود: چرا در اتوبوس (هنگام بازگشت شصت‌چي از تهران به شيراز) اين همه به او بي‌احترامي مي‌شود؟ رئيس اداره مسعود شصت‌چي با چه دليلي وي را از شغلش عزل مي‌کند؟ چرا نامزد مرد هزار چهره به وي فرصتي دوباره نمي‌دهد و از او جدا مي‌شود؟ در محل زندگيش همسايگان به او توهين مي‌کنند و در خانواده به او به چشم يک فرزند از دست رفته نگاه مي‌شود.
 
 
آيا واقعاً اين مجازات‌ها مبناي قانوني دارد يا فقط چون مردم فکر مي‌کنند که او فرد خطرناکي است، بايد اين همه بلا بر سر او بياورند؟ اگر درست نگاه کنيم، هر کدام از اين رفتارها آسيب‌هايي بسيار شديد به فرد وارد مي‌کند. بيکاري، بي‌شخصيتي اجتماعي و هويت نداشتن در حريم خصوصي.

 

نتيجه اينکه فردي که نادانسته دست به جرمي زده بود، از سر ناچاري و اين بار دانسته، دوباره به جرم روي مي‌آورد. همانگونه که شصت‌چي رفتار کرد و به فاصله کوتاهي سوار بر جهل جامعه ابتدا شخصيت خود را در اتوبوس و هنگام سفر از شيراز به تهران، پول را با شرکت در برنامه تلويزيوني، شخصيت را با «مهران مديري» شدن و حريم خصوصي جديد خود را با «سحر زکريا» به دست آورد، هر چند مي‌دانست جرم است و هر چندتر مي‌دانست جامعه جز اين راه، او را به خود راه نمي‌دهد.

 

با اين تفاسير، آيا جرم جامعه کمتر از جرم مسعود شصت‌چي است؟ به راستي چه کسي بايد اين جامعه را محاکمه کند؟ جز هنرمند؟

 

در نگاهي ديگر مهران مديري جامعه را به چالشي ديگر مي‌کشاند: انجام کارهاي مهم توسط افراد بي‌تخصص! مسعود شصت‌چي ابتدا نقش مهران مديري را بازي مي‌کند. او اين نقش را بازي مي‌کند صرفاً براي احترام و پول، اما اطرافيانش آنچنان نادان و احمقند که فرق مهران مديري واقعي را با مهران مديري جعلي نمي‌فهمند و به او آنقدر فرصت مي‌دهند که حتي فيلم مي‌سازد و فيلمنامه را تغيير مي‌دهد.

 

در شخصيت دوم اين به چالش کشيدن به اوج خود مي‌رسد: مسعود شصت‌چي خلبان مي‌شود و عجبا که در خلباني هم کاملا موفق عمل مي‌کند!!! به راستي در چگونه جامعه‌اي مي‌توان به فردي اين چنين فرصتهايي داد؟ و در نقش سوم هم وي مربي فوتبال مي‌شود که خود جاي بحث و بررسي ويژه دارد.

 

گويي مردمي که روزها يا مسعود شصت‌چي هستند! يا اطرافيانش!، شبها نادانسته به حال و روز خود در نقش «مردي ساده دل، مهربان، ترسو، مظلوم و هم‌نوع دوست» که در اين سريال مي‌بينند مي‌خندند و از آن برائت مي‌جويند. اين يعني جهل مرکب، يعني «نمي دانند که نمي‌دانند»!
 

اما شخصيت سوم مسعود شصت‌چي بسيار متفاوت است. او اين بار با صراحت به جامعه ورزشي مي‌تازد و همه ارکان آن را زير سئوال مي‌برد. مديري و گروه بسيار عالي نويسندگان، ابتدا همان بي‌تخصصي اهالي فوتبال را به رخ مي‌کشند و سپس به عواملي مي‌پردازند که مخل ورزش اول کشور است.

 

ابتدا به مقاصد پشت پرده فوتبال نگاهي مي‌اندازند. به خريد و فروش ها، قراردادها، به تباني ها! به اخلاقيات که گمشده اصلي ورزش کشور به خصوص فوتبال است، به جرايد! و آنچنان تيز و تند و البته خنده آور در جواب خبرنگاري که از او درباره مشکل فوتبال ايران سئوال مي‌کند، مي‌گويد: "اينکه شما زياد سئوال مي‌پرسيد." و کمي اغراق آميز با حرکت هر دو دست بار تمام مسئوليت مشکلات به وجود آمده را به دوش جرايد ورزشي مي‌اندازد.

 

اندکي بعد هم به فساد پشت پرده جرايد مي‌پردازد. وي به سراغ بازيکنان مي‌رود و در اولين برخورد آنان را خطاب به تاجر مي‌کند تا بازيکن فوتبال! مي‌توان گفت در اين سريال در هر جمله به واقع نکته‌اي وجود دارد. و در هر رفتار... آنجا که عروسک و توپ را معاوضه مي‌کند، آنجا که 2هزار توماني در جيب روزنامه نگار مي‌گذارد، آنجا که به مش و ميزامپلي بازيکن اشاره مي‌کند و حتي آنجا که به عقده و کمبودهاي کودکي خود واکنش نشان مي‌دهد.

 

نقش اول مرد دو هزار چهره بر خلاف آنچه که همه تصور مي‌کنيم نه خلاف کار است و نه حتي مجرم! و چه زيبا مسعود شصت‌چي از بازپرس سئوال مي‌کند: آيا در هواپيما حرف زدن جرم است؟ آيا در برنامه تلويزيون شرکت کردن جرم است؟ آيا کنار خلبان نشستن جرم است؟ آيا فوتبال بازي کردن جرم است؟

 

چه طنز تلخي!!! و چه نکته اي: آيا ندانستن و نفهميدن جامعه جرم نيست؟ مهران مديري قبلا هم در مجموعه‌اي همچون شبهاي برره به وضوح به ناداني مردم جامعه اشاره کرده بود. ( البته منظور از ناداني توهين به مردم نيست. اگر نگاهي به رفتارهاي رايج بيندازيم، به آداب و عادات و رفتارهاي بسيار غلطي برخورد مي‌کنيم که بخشي از آن را بايد ناشي از جهل و ناداني مردم دانست)

 

به هر حال آنچه در اين مقال مي‌گنجد ابتدا تقدير و تشکر از همه کساني است که به نحوي در ساخت اين مجموعه شرکت داشتند و سپس گوشزد نکاتي چند براي يادآوري و شايد تغيير در برخي احوال، نه چونان آغاز سال، خواستن بي‌توجه «حول حالنا الي احسن الحال».

کمیک استریپی جالب از مدیری + نقدی بر مرد دو هزار چهره

modirinews


نقدی از دوست خوبم نازنین عزیز

 
 

قصد داشتم در طول پخش سریال مرد 2 هزارچهره نظر خودم رو درباره این کار بگم ولی صبرکردم تا پخش سریال تموم بشه تا بتونم بهتر قضاوت کنم وبنویسم. این نوشته نظر شخصی من راجع به این کاره وممکنه عده ای مخالف یا موافقش باشند.

 

سال هاست بیننده پر و پا قرص آثار مدیری هستم و مشتاقانه و با دقت همه کارهایش را دنبال می کنم وسبک منحصر به فرد مدیری و جسارتش را درزمینه طنز تحسین میکنم اما باید بگویم که به دلایلی مرد 2 هزارچهره رو  دوست نداشتم.

 

مهران مدیری به عنوان یک هنرمند طناز به نوآوری و خلاقیت شهرت دارد و آنچه که اثارش را از بقیه همکارانش متمایز می کند همین خلاقیت و پرداختن به سوژه های بکر است. کاری که مدیری و گروه نویسندگانش در مرد هزارچهره پاورچین و شبهای برره به خوبی انجام دادند. اما ساخت مرد 2 هزارچهره به دلیل این که بیننده با فضاوتم کلی کار آشنایی کافی داشت و ممکن بود قصه کشش و تازگی اولیه را برای بیننده نداشته باشد ریسک بزرگی بود. به علاوه ساختن سری دوم از یک کار موفق به دلیل تغییرنکردن کلیت ودرونمایه اولیه قصه خود نوعی تکرار به حساب می آید.

 

مرد 2 هزارچهره شروع خوبی داشت. انتظار می رفت با پیش رفتن قصه و وارد شدن شخصیت اصلی به موقعیت های مختلف کم کم به اوج برسد اما متاسفانه اولین اپیزود کار – شصت چی درجایگاه مهران مدیری - که می توانست یکی از بهترین اپیزودهای مجموعه باشد به دلیل پرداخت ضعیف و شوخی های نه چندان دلچسب در هدف خود ناکام ماند. قرار گرفتن مسعود شصت چی در جایگاه مهران مدیری میتوانست شوخی های ناب تر و لحظه های کمیک بیشتری داشته باشد و پرداختن به این سوژه جذاب می تونست بستر مناسبی برای بسط و گسترش موقعیت های طنز زیادی باشه. اما این اپیزود تنها به پرداختن به حاشیه های زندگی مهران مدیری گذشت و به اصطلاح جوگیر شدن مسعود شصت چی که همان کلید اصلی جذابیت مجموعه بود درحد پوشیدن لباس های مهران مدیری و استفاده از خانه شخصی او باقی ماند. به یاد بیارید که در مردهزارچهره چگونه در جایگاه یک  سرهنگ نیروی انتظامی و یا پزشک ظاهر شد. البته ازشوخی ها و نکات ظریف این اپیزود نمی توان چشم پوشی کرد. انتقاد به جا وزیرکانه ی مدیری از منتقدین به نظرم نکته مثبت این بخش بود ولی از لحاظ متن و ساختار و حتی بازی ها قابل دفاع نیست.

 

قسمت های مربوط به خلبانی هم گرچه قوی تر و گیراتر از بخش قبل بود اما بازهم مجموعه مدیری رو به اوج نرساند و اون اتفاقی که منتظرش بودیم بازهم نیفتاد. اما بخش مربوط به فوتبال و مسائل حشایه ای اون به نظرم نقطه اوج این مجموعه و به یادماندنی ترین اپیزود کاربود. نگاه  آگاهانه و دقیق امیرمهدی ژوله به مسائل فوتبال کشور و به تصویرکشیدن هوشمندانه مدیری حتی برای من که پیگیر و علاقمند به فوتبال نیستم جالب و تحسین برانگیز بود. گرچه مردم وب ینندگان زیادی هم چنان ازجذاب نبودن سریال گله داشتند!

 

با وارد شدن مسعود شصت چی به بخش رمالی و جادوگری مجموعه افت فاحشی کرد وبه نظر می رسید کار کاملا رها شده. این 2 قسمت آخر به نظرم ضعیف ترین بخش این کار بود و شتاب زدگی و آشفتگی درمتن کاملا مشهودبود. درمجموع مرد 2 هزارچهره گرچه از دیگر مجموعه های نوروزی امسال آبرومندتر و ارزشمندتر بود اما درکارنامه پربار مدیری امتیاز مثبتی به حساب نمی اید و شاید نداشتن انگیزه کافی و تمرکز لازم که خود مدیری دریکی ازمصاحبه هایش به ان اشاره کرده بود یکی ازدلایل این امر باشد.

 

حالا که این مجموعه تمام شد دوست دارم به امید روزهای بهتری بنشینم و به انتظار کاری که مدیری مدت هاست درباره ی آن صحبت می کند. امیدوارم امسال شاهدش باشیم و این بار مهران مدیری را ببینیم که انتظارش را داریم. با اثری ماندگار و حضوری  قدرتمند همان طور که همیشه دیده ایم.


شرف‌الدين: «جومونگ» از «مرد دو هزارچهره» موفق‌تر بود
 

خبرگزاري فارس: مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس گفت: «افسانه جومونگ» موفق‌تر از سريال‌هاي ايراني نوروزي مثل «مرد دوهزار چهره» بود.


 

«محمدرضا شرف‌الدين» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس اظهار داشت: به نظرم مجموعه‌هاي تلويزيوني نوروزي با افت قابل‌ملاحظه‌اي روبه‌رو بودند.


وي ادامه داد: در نوروز امسال، سريال خارجي «افسانه جومونگ» را دنبال مي‌كردم كه كار خوبي بود. اما مجموعه‌هاي ايراني، در حد انتظار نبودند. در مورد «ماه عسل» بعد از چند قسمت، با عصبانيت از ادامه ديدن آن خودداري كردم. سريال «مرد دو هزارچهره» هم چنين بود و من پشت اين سريال صداقت نديدم.


شرف‌الدين در ادامه افزود: اگر سريال «مرد دوهزارچهره» مخاطبان خوبي داشته باشد و جمعيت قابل توجهي اين سريال را ديده باشند بايد به حال فرهنگ عمومي كشور تأسف خورد و نگران شد از اين بابت كه آدم‌هايي هستند كه اين سريال مورد پسندشان است اما اگر كسي «مرد دو هزارچهره» را به دليل نازل بودن نديده باشد، بايد به حال خود سازمان تلويزيون و اين نوع توليدات سطحي و بي‌مقدار تأسف خورد.


شرف‌الدين گفت: امسال نمايش فيلم‌هاي خارجي توانست مخاطبان قابل توجهي را به‌خود جلب كند. همچنين ويژه‌برنامه‌هاي نوروزي توانسته بودند اهميت آداب و رسوم ايراني و ملي را نشان بدهند.

 

چند نقد و خبر از مرد دو هزار چهره + گزارش پشت صحنه

گبرلو: مضمون و تكنيك تكراري به «مرد دوهزارچهره» لطمه زد
 
 

خبرگزاري فارس: «محمود گبرلو» گفت: «مرد دوهزار چهره» يك طنز اجتماعي بود كه سعي مي‌كرد برخي از مسائل روز اجتماع را نقد كند و متأسفانه در مسير كاري‌اش، نسبت به سريال قبلي «مهران مديري» تكراري بود.

«محمود گبرلو» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: با توجه به شبيه بودن بازي‌ها و مضمون‌هاي اين كار به سريال «مرد هزارچهره»، ديدن سريال «مرد دو هزار چهره» بسيار خسته‌كننده و كسل كننده بود و چيز نويي در حركات مهران مديري در اين سريال امسال نديديم.


وي افزود: هرچند «مهران مديري» نسبت به سريال‌هاي قبلي‌اش مثل برره و ... تفاوت بسياري كرده و سعي كرده خيلي جدي و عميق‌تر به مسائل اجتماعي بپردازد و به عنوان يك ستاره كمدي در تلويزيون، با كارهاي اجتماعي‌ خود مطرح باشد ولي «مرد دو هزار چهره» نسبت به سال گذشته و كار قبلي «مديري»، ضعيف‌تر و براي مردم كسل‌كننده‌تر بود و از مخاطب كمتري برخوردار بود.


اين منتقد گفت: مردم در شب‌هاي نوروز، برنامه‌هاي ديگر را بيشتر مي‌پسنديدند و ديگر به سريال «مرد دو هزارچهره» توجه نمي‌كردند درصورتي كه انتظار مي‌رفت دربين برنامه‌هاي كمدي نوروز88، از برنامه مديري استقبال بيشتري شود.


«گبرلو» علت عدم استقبال ايده‌آل از اين سريال نوروزي را تكراري بودن مضموني كار عنوان كرد و گفت: تكراري بودن مضمون، تكنيك و سبك كاري علت عدم استقبال از اين سريال بود و همچنين اين كه تمام محور كار روي شخص مديري بود و وي سعي مي‌كرد منحصر بفرد باشد كه اين به كار لطمه زد.


وي گفت: اگر «مهران مديري» را از اين كار بر مي‌داشتيم بازي بازيگران ديگر ديده نمي‌شد چرا كه در اين سريال و سريال قبلي «مهران مديري» جز آقاي شصت‌چي شخصيت عميق و جدي ديگري نمي‌بينيم!


گبرلو در پايان گفت: «مهران مديري» به‌درستي گام برمي‌دارد اما كارش نسبت به گذشته تكراري شده است.

 


modirinews

 

modirinews


قوكاسيان:‌ «مديري» بايد از توجه مردم استفاده بهتري مي‌كرد
 

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به «مرد دو هزار چهره» استفاده بهينه‌اي بكند و كاري فراتر از حد متوسط ارائه دهد.


«زاون قوكاسيان» منتقد در گفت‌وگو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس اظهار داشت: «مرد دو هزار چهره» بسيار عجولانه و شتابزده پيش رفت و به پايان رسيد و متأسفانه آن جذابيتي كه در مجموعه قبلي (از جمله در بازيگري و كارگرداني) وجود داشت، دراين سريال ديده نشد.


وي گفت: «مرد دوهزار چهره» البته متفاوت از ديگر سريال‌هاي مناسبتي تلويزيون در نوروز 88، - كه قصه آنها در فضاهاي نزديك به هم مي‌گذشت- بود و فراتر از داستان‌هاي درام و خانوادگي مرسوم، سعي مي‌كرد به مسائل حاشيه‌اي جامعه بپردازد و در بخشي، نگاهي انتقادي به مسائل و حواشي موجود در فوتبال كشور ارائه داد اما در كل به قوت كار قبلي «مهران مديري» نبود.


قوكاسيان ادامه داد: متأسفانه در اين سريال اصول فيلمسازي و كارهاي كمدي به هيچ وجه رعايت نشد چرا كه تمام موقعيت‌هاي آن قرار بود «كمدي موقعيت» باشد اما با اين قضيه، تا حد زيادي سرسري برخورد شد.


قوكاسيان با انتقاد ازاين سريال گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به اين سريال استفاده بهينه‌اي كند و جهت تكميل كار خوب خود در «مرد هزار چهره» ‌‌بكوشد.


قوكاسيان افزود: متأسفانه «مهران مديري» دراين زمينه كوتاهي كرده و اين سريال، در نهايت در حد يك كار متوسط است.


 ارسال نامه‌اي به فارس صورت گرفت؛

اعتراض «محمدرضا اعلامي» به يكي از نويسندگان «مرد دوهزار چهره»
 
 

خبرگزاري فارس: «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس نسبت به تشابه بخش‌هايي از «مرد دوهزار چهره» با فيلمنامه تله‌فيلم «آدم‌هاي كوكي»، از نويسنده قسمت‌هاي پاياني مجموعه «مرد دوهزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» گله كرد

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس از «مهران مديري» گله كرد كه عين نامه اعلامي در ادامه مي‌آيد:


كپي‌رايت يا حقوق مادي و معنوي خالقان و صاحبان آثار هنري سالهاست كه در كشور ما به صورت يك مسئله و مشكل حل ناشدني درآمده و به دليل فقدان قوانين جامع و كامل در اين زمينه و همينطور به علت رفتارها، قوانين و برخوردهاي متفاوت و گاه متضاد مراكز فرهنگي و هنري (مانند وزارت ارشاد، تلويزيون، خانه سينما و....) با مقولات مرتبط با آفرينش هنري، همچنان در قامت يك «معضل بزرگ» خودنمايي مي‌كند و قرباني مي‌گيرد. نكته مهم و تأسف آور اين ماجرا هم در اينجاست كه غالبا (و شايد هم هميشه!) قربانيان اين معضل و كمبود فرهنگي، خالقان و آفرينندگان اصلي و واقعي آثار هنري هستند كه حق و حقوق مسلم مادي و معنوي آنها در پيچ و خم روابط و مناسبات غلط افراد و دستگاه‌هاي صاحب قدرت پايمال شده و از دست مي‌رود!


يكي از اين روابط و مناسبات غلط، چگونگي ارائه طرح‌ها و فيلمنامه‌ها در شبكه‌ها و بخش‌هاي مختلف توليد تلويزيون است كه هيچگونه حق و جايگاهي را براي نويسندگان و ارائه كنندگان طرح‌ها و فيلمنامه‌ها باقي نمي‌گذارد. بدون اينكه بخواهم به افراد يا سازماني بي‌احترامي كرده باشم اين واقعيت را فقط از باب تأكيد بر باز بودن درهاي حق كشي و لزوم داشتن قاعده و قانون مشخص و كارآ براي پيشگيري از چنين وضعي ذكر مي‌كنم:


عرف كار در شبكه‌هاي تلويزيوني و مراكز ديگر فيلمسازي براي تلويزيون به اين شكل است كه شما به عنوان صاحب و خالق اثر موظفيد طرح يا فيلمنامه خود را به شكل كامل به شبكه يا بخش توليدي مربوطه تحويل دهيد و آنها پس از خواندن طرح شما مي توانند به راحتي بر آن قلم قرمز كشيده و به دلايل مختلف آن را رد كنند. حالا اگر يكي از كساني كه به شكلي در اين پروسه موفق به خواندن طرح شما شده‌اند بخش‌ها (يا كليه) طرح شما را با تغييرات اندكي بازنويسي كرده و با استفاده از «روابط درون سازماني» آن را به نام خود توليد كند. شما هيچ پناه و ملجايي براي تظلم خواهي و احقاق حق خود نخواهيد داشت و حتي در صورت شكايت و دادخواهي، به عنوان عنصر ناراحت و مزاحم شناخته شده و تهديد مي‌شويد كه سازمان يا بخش مربوطه نام شما را در ليست سياه گذاشته و ديگر هيچ طرح و فيلمنامه‌اي از شما در آن مركز قبول نخواهد شد!


صابون اين نوع برخورد به تن خيلي از اهالي فيلم و سينما خورده و حقوق بسياري از ايشان به اين ترتيب پايمال شده است. اما نوع ديگري از سرقت هنري نيز وجود دارد كه به وسيله خود عوامل توليد اتفاق مي‌افتد و چون اوضاع به گونه‌اي است كه هر كس زودتر بجنبد برنده است! آنهايي كه برنامه‌هاي روتين و «از توليد به مصرف» را در اختيار دارند از اين امتياز به شكل همه جانبه‌اي استفاده و گاه سوء استفاده مي‌كنند! آنها چون به پخش نزديك‌تر هستند، طرح يا فيلمنامه سرقت شده را بلافاصله وارد پروسه توليد و پخش كرده و به اين ترتيب آن را «مال خود» مي‌كنند!!


آخرين نمونه چنين رويدادي در همين اواخر براي نگارنده اتفاق افتاد و كليت يك فيلمنامه اينجانب (به همراه بسياري جزييات و حتي ديالوگ‌هاي آن) از سريال آقاي «مهران مديري» با نام «مرد دوهزار چهره» سردرآورد!


همين‌جا بگويم كه من آقاي مديري را مسئول اين ماجرا نمي دانم. چرا كه او با اعتماد به نويسنده‌هاي خود، طرح‌ها و نوشته‌هاي آنها را كار مي‌كند و به عنوان يك كارگردان مي‌دانم كه در چنين شرايطي با وجود «تعجيل و استرس» رساندن كار به پخش نمي‌توان خيلي به او ايراد گرفت. مسئوليت اين قضيه صرفا با نويسندگان و كساني است كه فيلمنامه ما را به عناوين مختلف (احتمالا به عنوان طرح و كنسه خودشان) به دست او رسانده‌اند!


ماجرا به اين صورت است كه از حدود يك سال پيش به دعوت يكي از تهيه‌كنندگان مرتبط با شبكه اول سيما آقاي محمدرضا ايزدي‌يكتا شروع به نگارش فيلمنامه‌اي به نام «آدم‌هاي كوكي» نمودم قصه اوليه اين تله فيلم كه نوشته اقاي شاهرخ دستور تبار بود درباره فال و فالگيري و معضلاتي بود كه اين پديده در جامعه ما به وجود مي‌آورد. بنده آن قصه را نپسنديدم و با موافقت تهيه كننده و شبكه اول (به عنوان مالك اثر) با حفظ زمينه قصه كليت آن را تغيير داده و قصه ديگري براي توليد نوشتم. اين فيلمنامه بعد از طي مراحل مختلف تأييد شده و «كد توليد» گرفت و بالاخره در زمستان گذشته به كارگرداني خودم ساخته شده و هم اكنون در مرحله صداگذاري است.


چند شب پيش كه به اتفاق چند نفر از همكاران همين پروژه مشغول تماشاي برنامه آقاي مديري بوديم همگي با تعجب و ناباوري به هم نگاه كرديم و نمي‌دانستيم چه بگوييم: كليت داستان تله فيلم آدم‌هاي كوكي به اضافه بسياري از ديالوگ‌ها و جزييات اين فيلمنامه، بدون كم و كاست از برنامه آقاي مديري سر درآورده بودند!! هر چه زمان مي‌گذشت مقدار بيشتر و بيشتري از فيلمنامه ما عين به عين در اين برنامه تكرار مي‌شد البته به شكلي هزل آلود و كاملا بي‌ربط و نچسب! انگار صفحاتي از يك فيلمنامه را بدون مقدمه داخل فيلمنامه ديگري آورده باشند. فرداي آن روز هم اين ماجرا ادامه داشت و بخش‌هاي باز هم بيشتري از قصه و ديالوگ‌هاي فيلم ما در سريال مرد دوهزار چهره مورد استفاده قرار گرفت.


من و همكارانم در شوك و حيرت فرو رفتيم و بعد كه كمي از شوك بيرون آمديم اين پرسش‌ها در ذهن و زبان همه قرار داشت: چطور چنين چيزي ممكن است؟! و حالا ما چه بايد بكنيم؟!


نويسنده اين قسمت‌ها، خشايار الوند، دوست خودم و برادر دوست قبلي‌ام سيروس الوند بود. آيا مي‌توان تمام اين ماجرا را يك «توارد» و ذهنيت مشترك دانست؟


اما به قول تمام دست اندركاران فيلم آدم‌هاي كوكي ميزان هم شكلي و يكي بودن ديالوگها و حتي ارقام و اعداد ذكر شده در قصه نمي‌تواند فقط يك اتفاق و توارد باشد به هر حال آنچه روي داده است باعث شده كه تازگي و بداعت فيلمنامه و تله فيلم ما و حق و حقوق مادي و معنوي آن، به كلي از دست برود چه كسي مسئول اين حق كشي است و ما بايد به چه كسي و به كجا شكايت بريم؟!


اين ماجرا بار ديگر لزوم داشتن قانون و قاعده مشترك و فراگير در زمينه حقوق مادي و معنوي صاحبان آثار هنري و التزام مراكز مختلف توليد فيلم به اتخاذ رويه‌هاي همگون، درست و قابل پيگيري در اين زمينه را يادآوري و تأكيد مي‌كند.


من از خشايار الوند و بقيه كساني كه در اين ماجرا نقش داشته‌اند، به شدت گله مند هستم و حق خود را براي پيگيري اين قضيه محفوظ مي‌دانم.


كي نوشتن با دل راحت فرامي‌رسد؟...
گزارشي از پشت صحنه‌ي سريال «مرد دو هزار چهره» مهران مديري

 

استقبال مخاطب برنامه‌هاي نوروزي از سريال «مرد هزار چهره»، مهران مديري و همكارانش را بر آن داشت تا با ساخت سري دوم اين مجموعه با عنوان «مرد دو هزار چهره»، بار ديگر اين موفقيت را تكرار كنند. با اين تفاوت كه در سري جديد اين سريال، «مسعود شصت‌چي» تا حدودي بازگوش‌تر بود و خود خواسته وارد موقعيت‌هاي جديد شد؛ بيننده تلويزيوني در فروردين امسال او را «اشتباهي» به جاي خودش، يك مربي فوتبال، خلبان و جادو ديد.

 

حضور خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره»، با ضبط صحنه‌هايي از موقعيت فوتبالي و ثبت پلان‌هاي داخلي اين اپيزود مصادف شد؛ صحنه‌هايي كه علاوه بر خود مهران مديري در نقش مسعود شصت‌چي، بازيگراني چون فلور نظري، بيوك ميرزايي، الهام شعباني و اميرحسين كلانتري نيز حضور داشتند.

مقابل در ورود به صحنه‌ كه شامل اتاق پذيرايي بزرگ و مجللي است و به مديرعامل باشگاه «سيكاد» تعلق دارد، مقوايي سفيد پيش از همه جلب توجه مي‌كند. بر روي اين مقوا با خطي قرمز و درشت نوشته شده‌است: «در صحنه از صرف چاي و كشيدن سيگار جدا خودداري كنيد»

كمي جلوتر، بر روي يكي از مبل‌هاي استيل صحنه، مهران مديري در حالي كه گرم‌كني ورزشي به تن دارد، پس از استراحتي كوتاه نشسته و ديالوگ‌هاي صحنه بعد را مرور مي‌كند. اتاق پر از المان‌ها و وسايلي است كه حكايت از تمول صاحب خانه دارد، صاحب‌خانه‌اي كه در سريال «مرد دو هزار چهره» نقش او را بيوك ميرزايي بازي مي‌كرد.

در فاصله زماني نسبتا كوتاهي، ساير بازيگران نيز به مهران مديري مي‌پيوندند و هر كدام در حالي كه كاغذي به دست دارند، مقابل يكديگر ديالوگ‌هايشان را تمرين مي‌كنند.

سرانجام نوبت به ضبط مي‌رسد؛ اما پيش از هر كار مديري با آرامشي خاص، يك بار نحوه ثبت پلان‌ها را مرور مي‌كند. او از همان جايي كه نشسته با نگاه به مونيتوري كه كمي بزرگتر از مونتيورهاي معمول است و بر خلاف شيوه رايج رو به بازيگران قرار دارد، به تصويربردارانش مي‌گويد كه صحنه‌ها را چگونه مي‌خواهد.

همه چيز براي ضبط صحنه آماده است و مهران مديري كه در زندگي شخصي و كاري‌اش ، شخصيتي بسيار متفاوت از آن چه در سريال‌ها از او شاهد هستيم، دارد، با گذاشتن عينك معروف خود به صورت، تبديل به همان «مسعود شصت‌چي» مي‌شود كه تماشاگر از او سراغ دارد.

فرمان ضبط از سوي دستيار كارگردان صادر مي‌شود و در چهره‌ي آرام و جدي مديري به ناگاه شيطنت‌هاي شصت‌چي سابقه‌دار ظاهر مي‌شود.

در اين پلان صحبت از مسابقه فوتبال است و اين كه پسر خانواده (با بازي اميرحسين كلانتري) بايد شادي پست مدرني را بعد از زدن گل از خود نشان دهد و با بالا كشيدن پيراهنش مقابل تماشاگران، جمله مورد دلخواه مادرش يعني «رفيق بي کلک، مادر» را به همگان نشان دهد.

فلور نظري هم با خطاب قرار دادن مهران مديري از او مي‌خواهد كه پس از زدن گل، حركتي جلف از خود نشان ندهند. و اما دختر خانواده(با بازي شعباني) كه با ظاهري كاملا فوتبالي روي مبل نشسته، به مديري مي‌گويد كه تيم را با چه نفراتي توي زمين بفرستد و از او مي‌خواهد كه «اين پسرهاي سوسول‌ (اشاره به برادرش) را بيرون بگذارد تا مبادا النگوهايشان بشكند!»

اداي ديالوگ‌ها توسط بازيگران گاه با توضيحاتي از سوي مهران مديري همراه مي‌شود و آن‌ها با رفع مشكل، بار ديگر ديالوگ را تكرار مي‌كنند. در اين بين افتادن شمعي از روي شمعدان بالاي كنسول هم براي لحظاتي كار را به تاخير مي‌اندازد.

سرانجام ضبط پلان‌هاي اين سكانس از زواياي مختلف به پايان مي‌رسد و مهران مديري به همراه ساير بازيگران از طريق مونيتور، آن چه ثبت شده را آرام به تماشا مي‌نشينند. اين آرامش حاكم بر صحنه در تمام لحظات كار وجود دارد و حتي زماني كه تصويربرداري انجام نمي‌شود هم تمامي عوامل باصداهايي بسيار آرام و شبيه پچ‌پچ با هم صحبت مي‌كنند.

بر اساس اين گزارش ايسنا، سريال نوروزي «مرد دو هزار چهره» بمانند اغلب مجموعه‌هاي مناسبتي تلويزيوني با فشردگي حجم كارها روبرو است و اين مساله همگي عوامل از جمله خود كارگردان، نويسندگان و بازيگران را به مشكل مي‌اندازد.

در اتاق طبقه بالاي ساختماني كه به عنوان لوكيشين اصلي (محل فيلمبرداري) سريال «مرد دو هزار چهره» شناخته مي‌شود، امير مهدي ژوله مشغول نوشتن است و صحبت‌هاي كوتاه او نيز با هشدارهاي توام با شوخي مهران مديري براي رسيدن به موقع متن‌ها همراه مي‌شود.

ژوله كه از اواخر تصويربرداري به صحنه وارد مي‌شود، با شنيدن ديالوگ‌هايي كه ابتدا در ذهن او و ديگر همكارانش (خشايار الوند و محراب قاسم‌خاني)شكل گرفته و حال توسط بازيگران ادا مي‌شود، بيش از همه مي‌خندد.

ژوله درباره فشردگي كارها و تاثير منفي آن بر عوامل مي‌گويد: من از اولين كارم كه «شب‌هاي برره» بود تا به امروز همين گونه كار كرده‌ام و تا به حال فيلمنامه‌اي را با دل راحت و سر فرصت ننوشته‌ام تا بگويم چه روشي بهتر است. شايد بتوان گفت اين شيوه كار به نوعي تخصص ما شده‌است؛ ما بهترين نويسندگان طنز نيستيم ولي اين مدل كار كردن را بلديم و مي‌دانيم چگونه در زمان كم مي‌توان متن قابل قبولي را ارائه داد.

***

علاوه بر بازيگراني كه مقابل دوربين رفتند، بازيگراني چون سيامك انصاري، يوسف صيادي، برزو ارجمند، صدرالدين حجازي و علي لك‌پوريان نيز در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره» حضور دارند.

يوسف صيادي كه پس از سال‌ها بار ديگر با مهران مديري همكاري مي‌كند، درباره اين همكاري مي‌گويد: به محض اين‌كه به من پيشنهاد داده شد پذيرفتم. خيلي راغب بودم و دوست داشتم بعد از مدت‌ها با آقاي مديري كار كنم. با اين‌كه سر دو تا كار سينمايي بودم، به‌گونه‌اي هماهنگي كردم كه بتوانم بيايم و با كمال ميل پذيرفتم و آمدم.

سيامك انصاري هم كه به بازيگر ثابت سريال‌هاي مديري تبديل شده، به اين نكته اشاره مي‌كند كه زياد دوست ندارد در كارهاي جدي بازي كند.

او كه نقش «كيانوش» در سريال «شب‌هاي برره» را خيلي دوست دارد، در پاسخ به اين پرسش كه آيا در سريال‌هاي مهران مديري نقشي هم بوده كه دوست نداشته اما بازي كرده‌است؟ مي‌گويد: اگر شخصيتي كه به من پيشنهاد شده را دوست نداشته‌ام، مشخص بوده كه آن را دوست نداشته‌ام اما بازي كرده‌ام.

برزو ارجمند كه در بخش فوتبال سريال «مرد دو هزار چهره» بازي داشت، همزمان در سريال مناسبتي شبكه اول با نام «اشك‌ها و لبخندها» نيز حضور دارد. با اين حال او ترجيح مي‌دهد كه صحبت درباره سريال حسن فتحي را به بعد موكول كند.

برزو ارجمند كه همزمان در سريال تاريخي «نردبام آسمان» حسين لطيفي هم بازي دارد، درباره تفاوت اين نقش‌ها و مشكلاتي كه بازي همزمان در چند سريال براي بازيگر به همراه دارد، مي‌گويد:‌ بازي در هر كدام از اين نقش‌ها خيلي تفاوت دارد و اين تفاوت، تنها به كارهاي روز با كارهاي تاريخي محدود نمي‌شود؛ بلكه حتي بازي در سريال «مرد دوهزارچهره» با بازي در سريال «اشك‌ها و لبخندها» تفاوت دارد؛ اين تفاوت‌ها در نوع نگارش، متن، نگاه كارگردان به بازيگر و متن بستگي دارد. و اگر غير از اين باشد بازيگر به ورطه تكرار مي‌افتد و اين اتفاق نبايد براي يك بازيگر بيفتد.

صدرالدين حجازي براي اولين بار است كه بازي در سريالي به كارگرداني مهران مديري را تجربه مي‌كند.

او درباره اين تجربه مي‌گويد: طي مدتي كه مشغول كار در سريال «مرد دو هزار چهره» هستيم، به لحاظ روحي و مالي، آرامش و امنيت درستي داريم و اين مساله از مديريت آقاي مديري نشات مي‌گيرد.‌ او كارش را خوب بلد است و مخاطب عام و خاص تلويزيون را مي‌شناسند.

به اعتقاد حجازي مهران مديري تماشاگر را در شرايطي قرار مي‌دهد كه او را مجبور به فكركردن كند؛ او همه چيز را آماده در اختيار تماشاگر نمي‌گذارد و همين ويژگي يكي از انگيزه‌هاي اساسي حجازي براي پذيرفتن بازي در «مرد دو هزار چهره» بوده‌است.

***

مهرداد شكرآبي، طراح گريم سريال «مرد دو هزار چهره» كه او هم به يكي از عوامل ثابت سريال‌هاي مديري مبدل شده و در سريال‌هاي «مرد هزار چهره»، «باغ مظفر» و «شبهاي برره» حضور داشته، از فشردگي كارها در مجموعه‌هاي مناسبتي گلايه دارد و معتقد است اين شتابزدگي بر كيفيت كارها اثر منفي مي‌گذارد.

وي مي‌گويد: طبيعتا هر کاري شرايط خاص خودش را دارد؛ اما شرايط کار در سريال «مرد دوهزار چهره» يک مقدار با کارهاي قبلي من تفاوت بود. در واقع سرعت زيادي در اين کار حکمفرما بود و طبيعتا کارهايي که شخصيت و بازيگر زيادي دارند، انرژي زيادي را هم مي طلبند؛ زيرا علاوه بر حضور ثابت چند بازيگر محوري، مابقي هنرمندان به مرور انتخاب و معرفي مي‌شوند و اين باعث مي‌شود طراحي گريم در همان لحظه‌اي که قرار است بازيگر جلوي دوربين برود، انجام شود.

وي ادامه مي‌دهد: سخت‌ترين بخش کار براي گروه اين بود که تست‌هاي گريم را بدون داشتن فرصت کافي انجام دهيم؛ اما در کنار تمام سختي‌ها، لحظات بسيار شاد و متنوعي هم داريم که خستگي تلاش شبانه روزي ما را از تن به در مي‌کند.

فروزان جليلي فر، طراح صحنه و لباس سريال «مرد دو هزار چهره» كه سال گذشته نيز در «مرد هزار چهره» با مديري همكاري داشت، بر اين نكته تاكيد دارد كه طراحي صحنه اين دو سريال كاملا با هم متفاوت است، چرا كه مسعود شصتچي اين بار در موقعيتي جديد قرار مي‌گيرد.

او نيز به پر بازيگر بودن سريال مديري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: هر چه تعداد بازيگران سريال بيشتر باشد، طبيعتا کار من و گروهم نيز سخت‌تر خواهد بود.

فروزان‌فر نيز با تاكيد بر لزوم كامل بودن متن پيش از كليد خوردن كار، اين نكته را خاطرنشان مي‌كند كه براي طراحي لباس ابتدا بايد متن را خواند تا با شخصيت‌ها آشنا شويم، سپس چهره، فيزيک و خصوصا روحيه بازيگران مد نظر خواهد بود.

با اين حال وي مي‌گويد: همفکري و تعامل خوبي ميان طراح لباس، نويسندگان، بازيگران و کارگردان وجود دارد.

***

به گزارش ايسنا، ساخت سريال «مرد دو هزار چهره» به تازگي به پايان ‌رسيده‌است و همانند گذشته گروهاي سازنده مجموعه‌هاي مناسبتي تا آخرين لحظات درگير آماده‌سازي كارها براي پخش بودند؛ ياد حرف‌هاي امير مهدي ژوله مي‌افتم:«اگر از يك سال قبل هم كاري به ما سفارش داده شود، بازهم آن را در 20 روز پاياني مي‌سازيم و مابقي يازده ماه و 10 روز را هدر مي‌دهيم»

عاقبت مسعود شصت‌چي در «مرد دو هزار چهره» سال 88 به برره تبعيد شد و پرونده اين سريال شامگاه 14 فروردين ماه بسته شد.

دانلود پشت صحنه قسمت دوم مرد 2هزار چهره + دانلود تیتراژ آغازین سریال "مرد ۲ هزار چهره"

برای دانلود بر روی عکس ها کلیک کنید؛

 و یا راست کلیک کرده، ...Save Target Az را بزنید!

 

 

دانلود تیتراژ آغازین سریال "مرد ۲ هزار چهره" 

 

modirinews


دانلود پشت صحنه ها ی قسمت دوم سریال مرد ۲ هزار چهره

 

part 1

modirinews

 

part 2

modirinews

 

part 3

modirinews

 

part 4

modirinews

دانلود پشت صحنه قسمت اول مرد 2هزار چهره + 9 عکس جدید

دانلود پشت صحنه ی قسمت اول سریال مرد ۲ هزار چهره

(  part 5 و 6 رو درست کردم ! )

 

برای دانلود بر روی عکس ها کلیک کنید؛

 و یا راست کلیک کرده، ...Save Target Az را بزنید!

 

part 1

modirinews

 

part 2

modirinews

 

part 3

modirinews

 

part 4

modirinews

 

part 5

modirinews

 

part 6

modirinews

 

type : 3GPP Movie Importe


مرد 2هزار چهره - modirinews

 

مرد دو هزار چهره - modirinews

 

مرد دوهزار چهره - modirinews

 

مرد 2هزار چهره - modirinews

 

مرد دو هزار چهره - modirinews

 

مرد دو هزار چهره - modirinews

 

مرد دوهزار چهره - modirinews

 

 مرد 2 هزار چهره - modirinews

 

مرد 2 هزار چهره - modirinews

2 پوستر

به علت فوت همسر امام خمینی "مرد ۲ هزار چهره" امشب پخش نخواهد شد !

 

modirinews

 

با تشکر از دوست خوبم، کودک نفهم !


 

modirinews

 

با تشکر از آتنای عزیز