گبرلو: مضمون و تكنيك تكراري به «مرد دوهزارچهره» لطمه زد
 
 

خبرگزاري فارس: «محمود گبرلو» گفت: «مرد دوهزار چهره» يك طنز اجتماعي بود كه سعي مي‌كرد برخي از مسائل روز اجتماع را نقد كند و متأسفانه در مسير كاري‌اش، نسبت به سريال قبلي «مهران مديري» تكراري بود.

«محمود گبرلو» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: با توجه به شبيه بودن بازي‌ها و مضمون‌هاي اين كار به سريال «مرد هزارچهره»، ديدن سريال «مرد دو هزار چهره» بسيار خسته‌كننده و كسل كننده بود و چيز نويي در حركات مهران مديري در اين سريال امسال نديديم.


وي افزود: هرچند «مهران مديري» نسبت به سريال‌هاي قبلي‌اش مثل برره و ... تفاوت بسياري كرده و سعي كرده خيلي جدي و عميق‌تر به مسائل اجتماعي بپردازد و به عنوان يك ستاره كمدي در تلويزيون، با كارهاي اجتماعي‌ خود مطرح باشد ولي «مرد دو هزار چهره» نسبت به سال گذشته و كار قبلي «مديري»، ضعيف‌تر و براي مردم كسل‌كننده‌تر بود و از مخاطب كمتري برخوردار بود.


اين منتقد گفت: مردم در شب‌هاي نوروز، برنامه‌هاي ديگر را بيشتر مي‌پسنديدند و ديگر به سريال «مرد دو هزارچهره» توجه نمي‌كردند درصورتي كه انتظار مي‌رفت دربين برنامه‌هاي كمدي نوروز88، از برنامه مديري استقبال بيشتري شود.


«گبرلو» علت عدم استقبال ايده‌آل از اين سريال نوروزي را تكراري بودن مضموني كار عنوان كرد و گفت: تكراري بودن مضمون، تكنيك و سبك كاري علت عدم استقبال از اين سريال بود و همچنين اين كه تمام محور كار روي شخص مديري بود و وي سعي مي‌كرد منحصر بفرد باشد كه اين به كار لطمه زد.


وي گفت: اگر «مهران مديري» را از اين كار بر مي‌داشتيم بازي بازيگران ديگر ديده نمي‌شد چرا كه در اين سريال و سريال قبلي «مهران مديري» جز آقاي شصت‌چي شخصيت عميق و جدي ديگري نمي‌بينيم!


گبرلو در پايان گفت: «مهران مديري» به‌درستي گام برمي‌دارد اما كارش نسبت به گذشته تكراري شده است.

 


modirinews

 

modirinews


قوكاسيان:‌ «مديري» بايد از توجه مردم استفاده بهتري مي‌كرد
 

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به «مرد دو هزار چهره» استفاده بهينه‌اي بكند و كاري فراتر از حد متوسط ارائه دهد.


«زاون قوكاسيان» منتقد در گفت‌وگو با خبرنگار راديو وتلويزيون فارس اظهار داشت: «مرد دو هزار چهره» بسيار عجولانه و شتابزده پيش رفت و به پايان رسيد و متأسفانه آن جذابيتي كه در مجموعه قبلي (از جمله در بازيگري و كارگرداني) وجود داشت، دراين سريال ديده نشد.


وي گفت: «مرد دوهزار چهره» البته متفاوت از ديگر سريال‌هاي مناسبتي تلويزيون در نوروز 88، - كه قصه آنها در فضاهاي نزديك به هم مي‌گذشت- بود و فراتر از داستان‌هاي درام و خانوادگي مرسوم، سعي مي‌كرد به مسائل حاشيه‌اي جامعه بپردازد و در بخشي، نگاهي انتقادي به مسائل و حواشي موجود در فوتبال كشور ارائه داد اما در كل به قوت كار قبلي «مهران مديري» نبود.


قوكاسيان ادامه داد: متأسفانه در اين سريال اصول فيلمسازي و كارهاي كمدي به هيچ وجه رعايت نشد چرا كه تمام موقعيت‌هاي آن قرار بود «كمدي موقعيت» باشد اما با اين قضيه، تا حد زيادي سرسري برخورد شد.


قوكاسيان با انتقاد ازاين سريال گفت: به نظر من «مهران مديري» مي‌توانست از توجه مردم به اين سريال استفاده بهينه‌اي كند و جهت تكميل كار خوب خود در «مرد هزار چهره» ‌‌بكوشد.


قوكاسيان افزود: متأسفانه «مهران مديري» دراين زمينه كوتاهي كرده و اين سريال، در نهايت در حد يك كار متوسط است.


 ارسال نامه‌اي به فارس صورت گرفت؛

اعتراض «محمدرضا اعلامي» به يكي از نويسندگان «مرد دوهزار چهره»
 
 

خبرگزاري فارس: «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس نسبت به تشابه بخش‌هايي از «مرد دوهزار چهره» با فيلمنامه تله‌فيلم «آدم‌هاي كوكي»، از نويسنده قسمت‌هاي پاياني مجموعه «مرد دوهزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» گله كرد

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «محمد رضا اعلامي» با ارسال نامه‌اي به خبرگزاري فارس از «مهران مديري» گله كرد كه عين نامه اعلامي در ادامه مي‌آيد:


كپي‌رايت يا حقوق مادي و معنوي خالقان و صاحبان آثار هنري سالهاست كه در كشور ما به صورت يك مسئله و مشكل حل ناشدني درآمده و به دليل فقدان قوانين جامع و كامل در اين زمينه و همينطور به علت رفتارها، قوانين و برخوردهاي متفاوت و گاه متضاد مراكز فرهنگي و هنري (مانند وزارت ارشاد، تلويزيون، خانه سينما و....) با مقولات مرتبط با آفرينش هنري، همچنان در قامت يك «معضل بزرگ» خودنمايي مي‌كند و قرباني مي‌گيرد. نكته مهم و تأسف آور اين ماجرا هم در اينجاست كه غالبا (و شايد هم هميشه!) قربانيان اين معضل و كمبود فرهنگي، خالقان و آفرينندگان اصلي و واقعي آثار هنري هستند كه حق و حقوق مسلم مادي و معنوي آنها در پيچ و خم روابط و مناسبات غلط افراد و دستگاه‌هاي صاحب قدرت پايمال شده و از دست مي‌رود!


يكي از اين روابط و مناسبات غلط، چگونگي ارائه طرح‌ها و فيلمنامه‌ها در شبكه‌ها و بخش‌هاي مختلف توليد تلويزيون است كه هيچگونه حق و جايگاهي را براي نويسندگان و ارائه كنندگان طرح‌ها و فيلمنامه‌ها باقي نمي‌گذارد. بدون اينكه بخواهم به افراد يا سازماني بي‌احترامي كرده باشم اين واقعيت را فقط از باب تأكيد بر باز بودن درهاي حق كشي و لزوم داشتن قاعده و قانون مشخص و كارآ براي پيشگيري از چنين وضعي ذكر مي‌كنم:


عرف كار در شبكه‌هاي تلويزيوني و مراكز ديگر فيلمسازي براي تلويزيون به اين شكل است كه شما به عنوان صاحب و خالق اثر موظفيد طرح يا فيلمنامه خود را به شكل كامل به شبكه يا بخش توليدي مربوطه تحويل دهيد و آنها پس از خواندن طرح شما مي توانند به راحتي بر آن قلم قرمز كشيده و به دلايل مختلف آن را رد كنند. حالا اگر يكي از كساني كه به شكلي در اين پروسه موفق به خواندن طرح شما شده‌اند بخش‌ها (يا كليه) طرح شما را با تغييرات اندكي بازنويسي كرده و با استفاده از «روابط درون سازماني» آن را به نام خود توليد كند. شما هيچ پناه و ملجايي براي تظلم خواهي و احقاق حق خود نخواهيد داشت و حتي در صورت شكايت و دادخواهي، به عنوان عنصر ناراحت و مزاحم شناخته شده و تهديد مي‌شويد كه سازمان يا بخش مربوطه نام شما را در ليست سياه گذاشته و ديگر هيچ طرح و فيلمنامه‌اي از شما در آن مركز قبول نخواهد شد!


صابون اين نوع برخورد به تن خيلي از اهالي فيلم و سينما خورده و حقوق بسياري از ايشان به اين ترتيب پايمال شده است. اما نوع ديگري از سرقت هنري نيز وجود دارد كه به وسيله خود عوامل توليد اتفاق مي‌افتد و چون اوضاع به گونه‌اي است كه هر كس زودتر بجنبد برنده است! آنهايي كه برنامه‌هاي روتين و «از توليد به مصرف» را در اختيار دارند از اين امتياز به شكل همه جانبه‌اي استفاده و گاه سوء استفاده مي‌كنند! آنها چون به پخش نزديك‌تر هستند، طرح يا فيلمنامه سرقت شده را بلافاصله وارد پروسه توليد و پخش كرده و به اين ترتيب آن را «مال خود» مي‌كنند!!


آخرين نمونه چنين رويدادي در همين اواخر براي نگارنده اتفاق افتاد و كليت يك فيلمنامه اينجانب (به همراه بسياري جزييات و حتي ديالوگ‌هاي آن) از سريال آقاي «مهران مديري» با نام «مرد دوهزار چهره» سردرآورد!


همين‌جا بگويم كه من آقاي مديري را مسئول اين ماجرا نمي دانم. چرا كه او با اعتماد به نويسنده‌هاي خود، طرح‌ها و نوشته‌هاي آنها را كار مي‌كند و به عنوان يك كارگردان مي‌دانم كه در چنين شرايطي با وجود «تعجيل و استرس» رساندن كار به پخش نمي‌توان خيلي به او ايراد گرفت. مسئوليت اين قضيه صرفا با نويسندگان و كساني است كه فيلمنامه ما را به عناوين مختلف (احتمالا به عنوان طرح و كنسه خودشان) به دست او رسانده‌اند!


ماجرا به اين صورت است كه از حدود يك سال پيش به دعوت يكي از تهيه‌كنندگان مرتبط با شبكه اول سيما آقاي محمدرضا ايزدي‌يكتا شروع به نگارش فيلمنامه‌اي به نام «آدم‌هاي كوكي» نمودم قصه اوليه اين تله فيلم كه نوشته اقاي شاهرخ دستور تبار بود درباره فال و فالگيري و معضلاتي بود كه اين پديده در جامعه ما به وجود مي‌آورد. بنده آن قصه را نپسنديدم و با موافقت تهيه كننده و شبكه اول (به عنوان مالك اثر) با حفظ زمينه قصه كليت آن را تغيير داده و قصه ديگري براي توليد نوشتم. اين فيلمنامه بعد از طي مراحل مختلف تأييد شده و «كد توليد» گرفت و بالاخره در زمستان گذشته به كارگرداني خودم ساخته شده و هم اكنون در مرحله صداگذاري است.


چند شب پيش كه به اتفاق چند نفر از همكاران همين پروژه مشغول تماشاي برنامه آقاي مديري بوديم همگي با تعجب و ناباوري به هم نگاه كرديم و نمي‌دانستيم چه بگوييم: كليت داستان تله فيلم آدم‌هاي كوكي به اضافه بسياري از ديالوگ‌ها و جزييات اين فيلمنامه، بدون كم و كاست از برنامه آقاي مديري سر درآورده بودند!! هر چه زمان مي‌گذشت مقدار بيشتر و بيشتري از فيلمنامه ما عين به عين در اين برنامه تكرار مي‌شد البته به شكلي هزل آلود و كاملا بي‌ربط و نچسب! انگار صفحاتي از يك فيلمنامه را بدون مقدمه داخل فيلمنامه ديگري آورده باشند. فرداي آن روز هم اين ماجرا ادامه داشت و بخش‌هاي باز هم بيشتري از قصه و ديالوگ‌هاي فيلم ما در سريال مرد دوهزار چهره مورد استفاده قرار گرفت.


من و همكارانم در شوك و حيرت فرو رفتيم و بعد كه كمي از شوك بيرون آمديم اين پرسش‌ها در ذهن و زبان همه قرار داشت: چطور چنين چيزي ممكن است؟! و حالا ما چه بايد بكنيم؟!


نويسنده اين قسمت‌ها، خشايار الوند، دوست خودم و برادر دوست قبلي‌ام سيروس الوند بود. آيا مي‌توان تمام اين ماجرا را يك «توارد» و ذهنيت مشترك دانست؟


اما به قول تمام دست اندركاران فيلم آدم‌هاي كوكي ميزان هم شكلي و يكي بودن ديالوگها و حتي ارقام و اعداد ذكر شده در قصه نمي‌تواند فقط يك اتفاق و توارد باشد به هر حال آنچه روي داده است باعث شده كه تازگي و بداعت فيلمنامه و تله فيلم ما و حق و حقوق مادي و معنوي آن، به كلي از دست برود چه كسي مسئول اين حق كشي است و ما بايد به چه كسي و به كجا شكايت بريم؟!


اين ماجرا بار ديگر لزوم داشتن قانون و قاعده مشترك و فراگير در زمينه حقوق مادي و معنوي صاحبان آثار هنري و التزام مراكز مختلف توليد فيلم به اتخاذ رويه‌هاي همگون، درست و قابل پيگيري در اين زمينه را يادآوري و تأكيد مي‌كند.


من از خشايار الوند و بقيه كساني كه در اين ماجرا نقش داشته‌اند، به شدت گله مند هستم و حق خود را براي پيگيري اين قضيه محفوظ مي‌دانم.


كي نوشتن با دل راحت فرامي‌رسد؟...
گزارشي از پشت صحنه‌ي سريال «مرد دو هزار چهره» مهران مديري

 

استقبال مخاطب برنامه‌هاي نوروزي از سريال «مرد هزار چهره»، مهران مديري و همكارانش را بر آن داشت تا با ساخت سري دوم اين مجموعه با عنوان «مرد دو هزار چهره»، بار ديگر اين موفقيت را تكرار كنند. با اين تفاوت كه در سري جديد اين سريال، «مسعود شصت‌چي» تا حدودي بازگوش‌تر بود و خود خواسته وارد موقعيت‌هاي جديد شد؛ بيننده تلويزيوني در فروردين امسال او را «اشتباهي» به جاي خودش، يك مربي فوتبال، خلبان و جادو ديد.

 

حضور خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره»، با ضبط صحنه‌هايي از موقعيت فوتبالي و ثبت پلان‌هاي داخلي اين اپيزود مصادف شد؛ صحنه‌هايي كه علاوه بر خود مهران مديري در نقش مسعود شصت‌چي، بازيگراني چون فلور نظري، بيوك ميرزايي، الهام شعباني و اميرحسين كلانتري نيز حضور داشتند.

مقابل در ورود به صحنه‌ كه شامل اتاق پذيرايي بزرگ و مجللي است و به مديرعامل باشگاه «سيكاد» تعلق دارد، مقوايي سفيد پيش از همه جلب توجه مي‌كند. بر روي اين مقوا با خطي قرمز و درشت نوشته شده‌است: «در صحنه از صرف چاي و كشيدن سيگار جدا خودداري كنيد»

كمي جلوتر، بر روي يكي از مبل‌هاي استيل صحنه، مهران مديري در حالي كه گرم‌كني ورزشي به تن دارد، پس از استراحتي كوتاه نشسته و ديالوگ‌هاي صحنه بعد را مرور مي‌كند. اتاق پر از المان‌ها و وسايلي است كه حكايت از تمول صاحب خانه دارد، صاحب‌خانه‌اي كه در سريال «مرد دو هزار چهره» نقش او را بيوك ميرزايي بازي مي‌كرد.

در فاصله زماني نسبتا كوتاهي، ساير بازيگران نيز به مهران مديري مي‌پيوندند و هر كدام در حالي كه كاغذي به دست دارند، مقابل يكديگر ديالوگ‌هايشان را تمرين مي‌كنند.

سرانجام نوبت به ضبط مي‌رسد؛ اما پيش از هر كار مديري با آرامشي خاص، يك بار نحوه ثبت پلان‌ها را مرور مي‌كند. او از همان جايي كه نشسته با نگاه به مونيتوري كه كمي بزرگتر از مونتيورهاي معمول است و بر خلاف شيوه رايج رو به بازيگران قرار دارد، به تصويربردارانش مي‌گويد كه صحنه‌ها را چگونه مي‌خواهد.

همه چيز براي ضبط صحنه آماده است و مهران مديري كه در زندگي شخصي و كاري‌اش ، شخصيتي بسيار متفاوت از آن چه در سريال‌ها از او شاهد هستيم، دارد، با گذاشتن عينك معروف خود به صورت، تبديل به همان «مسعود شصت‌چي» مي‌شود كه تماشاگر از او سراغ دارد.

فرمان ضبط از سوي دستيار كارگردان صادر مي‌شود و در چهره‌ي آرام و جدي مديري به ناگاه شيطنت‌هاي شصت‌چي سابقه‌دار ظاهر مي‌شود.

در اين پلان صحبت از مسابقه فوتبال است و اين كه پسر خانواده (با بازي اميرحسين كلانتري) بايد شادي پست مدرني را بعد از زدن گل از خود نشان دهد و با بالا كشيدن پيراهنش مقابل تماشاگران، جمله مورد دلخواه مادرش يعني «رفيق بي کلک، مادر» را به همگان نشان دهد.

فلور نظري هم با خطاب قرار دادن مهران مديري از او مي‌خواهد كه پس از زدن گل، حركتي جلف از خود نشان ندهند. و اما دختر خانواده(با بازي شعباني) كه با ظاهري كاملا فوتبالي روي مبل نشسته، به مديري مي‌گويد كه تيم را با چه نفراتي توي زمين بفرستد و از او مي‌خواهد كه «اين پسرهاي سوسول‌ (اشاره به برادرش) را بيرون بگذارد تا مبادا النگوهايشان بشكند!»

اداي ديالوگ‌ها توسط بازيگران گاه با توضيحاتي از سوي مهران مديري همراه مي‌شود و آن‌ها با رفع مشكل، بار ديگر ديالوگ را تكرار مي‌كنند. در اين بين افتادن شمعي از روي شمعدان بالاي كنسول هم براي لحظاتي كار را به تاخير مي‌اندازد.

سرانجام ضبط پلان‌هاي اين سكانس از زواياي مختلف به پايان مي‌رسد و مهران مديري به همراه ساير بازيگران از طريق مونيتور، آن چه ثبت شده را آرام به تماشا مي‌نشينند. اين آرامش حاكم بر صحنه در تمام لحظات كار وجود دارد و حتي زماني كه تصويربرداري انجام نمي‌شود هم تمامي عوامل باصداهايي بسيار آرام و شبيه پچ‌پچ با هم صحبت مي‌كنند.

بر اساس اين گزارش ايسنا، سريال نوروزي «مرد دو هزار چهره» بمانند اغلب مجموعه‌هاي مناسبتي تلويزيوني با فشردگي حجم كارها روبرو است و اين مساله همگي عوامل از جمله خود كارگردان، نويسندگان و بازيگران را به مشكل مي‌اندازد.

در اتاق طبقه بالاي ساختماني كه به عنوان لوكيشين اصلي (محل فيلمبرداري) سريال «مرد دو هزار چهره» شناخته مي‌شود، امير مهدي ژوله مشغول نوشتن است و صحبت‌هاي كوتاه او نيز با هشدارهاي توام با شوخي مهران مديري براي رسيدن به موقع متن‌ها همراه مي‌شود.

ژوله كه از اواخر تصويربرداري به صحنه وارد مي‌شود، با شنيدن ديالوگ‌هايي كه ابتدا در ذهن او و ديگر همكارانش (خشايار الوند و محراب قاسم‌خاني)شكل گرفته و حال توسط بازيگران ادا مي‌شود، بيش از همه مي‌خندد.

ژوله درباره فشردگي كارها و تاثير منفي آن بر عوامل مي‌گويد: من از اولين كارم كه «شب‌هاي برره» بود تا به امروز همين گونه كار كرده‌ام و تا به حال فيلمنامه‌اي را با دل راحت و سر فرصت ننوشته‌ام تا بگويم چه روشي بهتر است. شايد بتوان گفت اين شيوه كار به نوعي تخصص ما شده‌است؛ ما بهترين نويسندگان طنز نيستيم ولي اين مدل كار كردن را بلديم و مي‌دانيم چگونه در زمان كم مي‌توان متن قابل قبولي را ارائه داد.

***

علاوه بر بازيگراني كه مقابل دوربين رفتند، بازيگراني چون سيامك انصاري، يوسف صيادي، برزو ارجمند، صدرالدين حجازي و علي لك‌پوريان نيز در پشت صحنه سريال «مرد دو هزار چهره» حضور دارند.

يوسف صيادي كه پس از سال‌ها بار ديگر با مهران مديري همكاري مي‌كند، درباره اين همكاري مي‌گويد: به محض اين‌كه به من پيشنهاد داده شد پذيرفتم. خيلي راغب بودم و دوست داشتم بعد از مدت‌ها با آقاي مديري كار كنم. با اين‌كه سر دو تا كار سينمايي بودم، به‌گونه‌اي هماهنگي كردم كه بتوانم بيايم و با كمال ميل پذيرفتم و آمدم.

سيامك انصاري هم كه به بازيگر ثابت سريال‌هاي مديري تبديل شده، به اين نكته اشاره مي‌كند كه زياد دوست ندارد در كارهاي جدي بازي كند.

او كه نقش «كيانوش» در سريال «شب‌هاي برره» را خيلي دوست دارد، در پاسخ به اين پرسش كه آيا در سريال‌هاي مهران مديري نقشي هم بوده كه دوست نداشته اما بازي كرده‌است؟ مي‌گويد: اگر شخصيتي كه به من پيشنهاد شده را دوست نداشته‌ام، مشخص بوده كه آن را دوست نداشته‌ام اما بازي كرده‌ام.

برزو ارجمند كه در بخش فوتبال سريال «مرد دو هزار چهره» بازي داشت، همزمان در سريال مناسبتي شبكه اول با نام «اشك‌ها و لبخندها» نيز حضور دارد. با اين حال او ترجيح مي‌دهد كه صحبت درباره سريال حسن فتحي را به بعد موكول كند.

برزو ارجمند كه همزمان در سريال تاريخي «نردبام آسمان» حسين لطيفي هم بازي دارد، درباره تفاوت اين نقش‌ها و مشكلاتي كه بازي همزمان در چند سريال براي بازيگر به همراه دارد، مي‌گويد:‌ بازي در هر كدام از اين نقش‌ها خيلي تفاوت دارد و اين تفاوت، تنها به كارهاي روز با كارهاي تاريخي محدود نمي‌شود؛ بلكه حتي بازي در سريال «مرد دوهزارچهره» با بازي در سريال «اشك‌ها و لبخندها» تفاوت دارد؛ اين تفاوت‌ها در نوع نگارش، متن، نگاه كارگردان به بازيگر و متن بستگي دارد. و اگر غير از اين باشد بازيگر به ورطه تكرار مي‌افتد و اين اتفاق نبايد براي يك بازيگر بيفتد.

صدرالدين حجازي براي اولين بار است كه بازي در سريالي به كارگرداني مهران مديري را تجربه مي‌كند.

او درباره اين تجربه مي‌گويد: طي مدتي كه مشغول كار در سريال «مرد دو هزار چهره» هستيم، به لحاظ روحي و مالي، آرامش و امنيت درستي داريم و اين مساله از مديريت آقاي مديري نشات مي‌گيرد.‌ او كارش را خوب بلد است و مخاطب عام و خاص تلويزيون را مي‌شناسند.

به اعتقاد حجازي مهران مديري تماشاگر را در شرايطي قرار مي‌دهد كه او را مجبور به فكركردن كند؛ او همه چيز را آماده در اختيار تماشاگر نمي‌گذارد و همين ويژگي يكي از انگيزه‌هاي اساسي حجازي براي پذيرفتن بازي در «مرد دو هزار چهره» بوده‌است.

***

مهرداد شكرآبي، طراح گريم سريال «مرد دو هزار چهره» كه او هم به يكي از عوامل ثابت سريال‌هاي مديري مبدل شده و در سريال‌هاي «مرد هزار چهره»، «باغ مظفر» و «شبهاي برره» حضور داشته، از فشردگي كارها در مجموعه‌هاي مناسبتي گلايه دارد و معتقد است اين شتابزدگي بر كيفيت كارها اثر منفي مي‌گذارد.

وي مي‌گويد: طبيعتا هر کاري شرايط خاص خودش را دارد؛ اما شرايط کار در سريال «مرد دوهزار چهره» يک مقدار با کارهاي قبلي من تفاوت بود. در واقع سرعت زيادي در اين کار حکمفرما بود و طبيعتا کارهايي که شخصيت و بازيگر زيادي دارند، انرژي زيادي را هم مي طلبند؛ زيرا علاوه بر حضور ثابت چند بازيگر محوري، مابقي هنرمندان به مرور انتخاب و معرفي مي‌شوند و اين باعث مي‌شود طراحي گريم در همان لحظه‌اي که قرار است بازيگر جلوي دوربين برود، انجام شود.

وي ادامه مي‌دهد: سخت‌ترين بخش کار براي گروه اين بود که تست‌هاي گريم را بدون داشتن فرصت کافي انجام دهيم؛ اما در کنار تمام سختي‌ها، لحظات بسيار شاد و متنوعي هم داريم که خستگي تلاش شبانه روزي ما را از تن به در مي‌کند.

فروزان جليلي فر، طراح صحنه و لباس سريال «مرد دو هزار چهره» كه سال گذشته نيز در «مرد هزار چهره» با مديري همكاري داشت، بر اين نكته تاكيد دارد كه طراحي صحنه اين دو سريال كاملا با هم متفاوت است، چرا كه مسعود شصتچي اين بار در موقعيتي جديد قرار مي‌گيرد.

او نيز به پر بازيگر بودن سريال مديري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: هر چه تعداد بازيگران سريال بيشتر باشد، طبيعتا کار من و گروهم نيز سخت‌تر خواهد بود.

فروزان‌فر نيز با تاكيد بر لزوم كامل بودن متن پيش از كليد خوردن كار، اين نكته را خاطرنشان مي‌كند كه براي طراحي لباس ابتدا بايد متن را خواند تا با شخصيت‌ها آشنا شويم، سپس چهره، فيزيک و خصوصا روحيه بازيگران مد نظر خواهد بود.

با اين حال وي مي‌گويد: همفکري و تعامل خوبي ميان طراح لباس، نويسندگان، بازيگران و کارگردان وجود دارد.

***

به گزارش ايسنا، ساخت سريال «مرد دو هزار چهره» به تازگي به پايان ‌رسيده‌است و همانند گذشته گروهاي سازنده مجموعه‌هاي مناسبتي تا آخرين لحظات درگير آماده‌سازي كارها براي پخش بودند؛ ياد حرف‌هاي امير مهدي ژوله مي‌افتم:«اگر از يك سال قبل هم كاري به ما سفارش داده شود، بازهم آن را در 20 روز پاياني مي‌سازيم و مابقي يازده ماه و 10 روز را هدر مي‌دهيم»

عاقبت مسعود شصت‌چي در «مرد دو هزار چهره» سال 88 به برره تبعيد شد و پرونده اين سريال شامگاه 14 فروردين ماه بسته شد.