گفتگویی خواندنی با پژمان بازغی درباره چگونگی حضورش در فیلمهای مدیری
پژمان بازغي با همان شور و حرارتي كه جلوي دوربين نقش پليس در جستجوي شصتچي را بازي ميكند و مرتب به مهران مديري پيشنهاد ميكند كه برخي ديالوگهايش را تغيير دهد، پاي گفتگو با ما مينشيند و از تجربهاي ميگويد كه به گفته خودش تنها نقش كمدي در پرونده هنرياش است.
بازغي سال 1353 متولد شده و از دانشگاه اميركبير در رشته مهندسي صنايع فارغ التحصيل شده ؛ اعتراف ، آژانس دوستي ، دوئل ، كافه ستاره ، جواني و سربازان جمعه از فيلمها و مجموعههاي تلويزيوني هستند كه بازغي در آنها ايفاي نقش كرد. او از طرفداران قديمي گلآقاست كه.... ايبابا ! همه گفتگو را كه در مقدمه ميآوريم! پس تا جو بيشتر از اين ما را نگرفته، برويم سراغ سؤال و جوابهايي كه با پژمان بازغي ردوبدل كرديم:
* گويا فشار كار بالاست ، خسته شديد يا نه؟
كلاً خيلي زياد ! البته از اين كار خسته نشدم.... از كار زياد خستهام. همزمان دو سه تا كار داشتم. يك كار سينمايي داشتم قبل از اين كار ، كار آقاي تبريزي هم هست.... همهاش همه ميخواهند بگيرند، زودتر تمام شود، من نميدانم چرا؟
* كار آقاي مديري هم همين طور است؟
خوب، شرايط اين كار متفاوته و بايد به موقع به پخش برسد.
* اولين باري كه براي كار در مرد هزارچهره دعوت شدي چه عكس العملي داشتي؟
خوشحال شدم.... سال گذشته بود..... اين كه بلاخره اگه همه ما خودمان را جزو مردم ايران بدانيم و چون بازيگريم خودمان را تافته جدا بافته به حساب نياوريم، كارهاي مهران مديري را دوست داريم. همه كارهايش را قطعاً نه، ولي خيلي از كارهايش براي ما لحظات شادي ايجاد كرد. مهران را دوست داشتم و دلم ميخواست با او كار كنم.
* قبل از اين كار سابقه كار كمدي داشتيد؟
نه، اصلاً.... البته در آژانس دوستي خيلي كم شايد كمدي داشت.
* البته اين جا هم خيلي شخصيت كميكي نداري و بيشتر آن تعقيب و گريزي كه با شصتچي داري و موقعيتهايي كه در آنها قرار ميگيري، ايجاد خنده ميكند.
اصلاً بحث اولمان هم همين بود كه مثل اثر كلاسيكي مثل بينوايان كه دزدي بود و پليسي كه همواره دنبالش است، كار جلو برود. اين تعقيب و گريز به نوعي براي من جذاب بود.
* به نظر خودتان بهتر نبود مرد هزارچهره امسال ادامه پيدا نميكرد و گروه آقاي مديري سراغ موضوع تازه ديگري ميرفتند؟
اين طور قصهها پتانسيل اين را دارد كه ادامه پيدا كند ولي مثلاً اگه بخواهد سه هزار چهره هم ساخته شود بايد ساختارش يك اتفاقي رخ بدهد.
* يعني به نظرتان براي سال بعد هم جاي كار دارد؟
بله ، به نظرم جاي كار دارد.
* من شنيدم هنرپيشه هاي ديگر درباره حضور در كارهاي مهران مديري اين نگراني را دارند كه حضور پر رنگ او در همه كارهايش بازيهاي انها را زير سايه ببرد، شما از اين موضوع نترسيديد؟
من ميدانستم كه كار با مديري اين ويژگي را دارد... در زمينه كارهاي خودش هم اين سبك را ميپسندم چون شيوه كارش، توانايي هي بازيگري و كارگردانياش مشخص است. نمي دانم! شايد اگر يك فيلم سينمايي بسازد نتواند موفق باشد تا حالا هم نساخته كه حالا بخواهيم داوري كنيم. اما نكتهاي كه وجود دارد اين است كه در حال حاضر كارهاي موفقش زياد بوده. من هم ميدانستم محوريت قصه با مسعود شصتچي است. واقعيتش براي من خيلي وجب نقش مهم نيست.... الان من تيپي در اين دوسري مجموعه ساختم كه مردم پذيرفتند اين پليسه بايد دنبال شصتچي باشد. همين براي من كافي است و بده بستانهاي بين من و مديري را ميرساند.
* عدم حضور پيمان قاسمخاني در ميان نويسندههاي مجموعه تأثيري هم روي كيفيت فيلمنامهها داشته؟
در استراكچرش نه! ولي شايد موقعيتهايي كه پيمان مينوشت با توجه به اين كه طنز را خيلي خوب ميشناخت ويژگي هاي خاص خودش را داشت و تا اين جا هم هرجا به عنوان سرپرست كار كرده گروهش گروه موفقي بوده. معمولاً كار گروهي در اين مملكت خوب جواب نميدهد ولي در گروه نويسندگان مديري جواب داده. به هر حال يك نفر بايد فكر كند و بقيه هم شروع كنند به نوشتن. اين تأثيري است كه پيمان روي قصه ميگذارد.
* به نظر شما الان مديري در دوران صعودش به سر ميبرد يا در حال نزول است؟
اگر در كارهايش تمركز كافي داشته باشد، نه حالا خودش، بلكه در كارش به اتفاق همه گروهش كار را سر فرصت شروع كنند و همه چيز براي آخر كار نماند، در وجود مهران هست كه بتواند كارهاي موفقتري بسازد. الان خودت داري ميبيني قسمتي كه ضبط ميشود همين امشب مي رود روي آنتن. اينها فشار روي كار ميآورد و اين تعجيل باعث يك چيزهايي از بين برود. يك موقعيتها را مجبور ميشود حذف كند كه البته همه جزو لازمههاي كار همزمان پخش است.
* من ديدم در ديالوگگويي خيلي جاها پيشنهاد عوض شدن يا تغيير آنها مطرح ميكنيد و آقاي مديري هم ميپذيرند... آقاي مديري روي تغيير ديالوگ چندان حساس نيست يا در مورد شما استثنا قائل ميشود؟
اصولاً اين جزء شخصيت من است كه وقتي قرار است رلي را بازي كنم خيلي با آن كلنجار ميروم... از صبح كه ميآيم ميروم يك گوشه ميايستم و چندين بار متن را ميخوانم و اگر چيزي به ذهنم برسد ميگويم، اگر پيشنهادم قبول شود انجام ميدهم، اگر هم قبول نشود هر چي نظر كارگردان باشد انجام ميدهم. مهران هم خوب ميپذيرد نه به خاطر عجلهاش، قلقش را ميشناسم و ميدانم به خاطر رواني كار قبول ميكند. گر هم دقت كرده باشي مرتب ميگويد ريتم ديالوگ و اتفاقات تند باشد. دوست دارد مجموعهاي روان و بدون ابهام داشته باشد. اين از هوشمندي كارگردان است كه نظر عواملش را هم جويا شود.
* سطح كمدي امروز سينما و تلويزيون را چه طور ميبينيد؟
خيلي پايين است.... همه كمديها تبديل به كمدي كلام شده. كمدي هميشه و در همه جاي دنيا مخاطب خودش را داشته اما نميدانم چرا در سينماي كمدي ريسك نميكنيم. البته الان فيلمهاي كمدي فروش خوبي دارد {باخنده}، فيلمهاي ما نميفروشد اما كمديها ميفروشد! فكر ميكنم همهشان در يك قالب گير كردهاند. از طرفي چرخه اقتصادي هم باعث ميشود تهيه كننده برود سراغ آقاي x و y كه در فلان فيلم هم بازي بودند و جواب داده كارشان اما من چنين نگاهي را نمي پسندم و هيچ وقت براي اين فيلمها پول بليت نمي دهم. الان كمدي ما در كلام خلاصه شده و ميميك بازيگران خاص.... اما ما كمديهاي بسيار خوبي هم داشتيم كه از اين قواعد پيروي نميكردند، مثلاً اجاره نشينها يا موميايي، اين كمديها جنبه فانتزي بالايي دارند. هر چند كه بعيد ميدانم سينماي ما اين وضعيت را رها كند و به سمت ساخت كمديهاي ارزشمند برود. اين را هم بگويم كه تلويزيون با پايين آوردن سطح سليقه مردم ضربه بزرگي به مخاطب ميزند. حتي در سريالهاي جدي هم سالهاست كار ماندگاري در تلويزيون نداريم. مثلاً هنوز شب دهم را مردم دوست دارند.
* مجموعههاي كمدي كه اين اواخر از تلويزيون پخش شده چي؟
آنها هم همه كمدي كلام هستند برعكس فيلمهايي مثل ناصرالدينشاه آكتور سينما يا هنرپيشه. البته بحث هزينه در تلويزيون مهم است و به همين دليل الان به جايي رسيده كه شما اگر صداي تلويزيونتان را ببنديد نميتوانيد به خيلي از كارهايي كه پخش ميشود بخنديد اما 100 سال است به موقعيتهاي كمدي چاپلين و هارولد لويد و باستر كيتون ميخنديم. فكر ميكنم اصولاً سينماي صامت نگاه درستتري به كمدي داشته.
* به نظرتان گلآقا در شكلگيري فرهنگ طنز و كمدي مردم چه نقشي داشته؟
اگر الان در منزل بگردم از اولين شماره گلآقا را دارم تا زماني كه براي بار اول بسته شد، حدوداً 200-300 شماره دارم. گلآقا طنز سياسي را بالا برد و فضاي سياسي كشور را به سمتي برد كه مردم از طريق گلآقا ميتوانستند وارد اتفاقهاي سياسي كشور شوند. گلآقا طنز خاص خودش را دارد و ميگفت: خنده رو هر كه نيست از ما نيست/اخم در چنته گلآقا نيست. كاريكاتورهاي خيلي خوبي هم داشت و فهميديم كاريكاتور توهين به كسي نيست. اما اخيراً سراغش نرفتم هر چند كه ميدانم قطعش عوض شده بود اين اواخر.... به نظرم خود آقاي صابری واقعاً جايش خالي است و با وجود احترامي كه براي تحريريه گلآقا قائلم اما جاي او را خالي ميبينم.



